روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٤ - ترجمه
او در عبادت ايستاد،و هم بر طريق و سيرت او روزۀ وصال مىداشت و عبادت مىكرد و تضرّع مىنمود و در عبادت [١]بر او مىافزود،و در صوم الوصال مدّت درازتر مىكرد.
چون برصيصا از او چنان بديد،عبادت خود حقير داشت و گفت:قوّت اين مرد در عبادت بيش از قوّت من است و او مجتهدتر از من است.چون سال برگذشت،أبيض برصيصا را گفت:من بخواهم رفتن كه مرا صاحبى هست [٢]يارى ديگر،و من گمان بردم كه تو از او مجتهدترى،اكنون اجتهاد تو بديدم او از تو عابدتر است و مجتهدتر،بر او خواهم رفتن.برصيصا را سخت آمد و نخواست تا مفارقت كند از او.براى آنكه سخت مجتهد يافت او را.چون وداع كرد او را و خواست تا برود،گفت:يا برصيصا!تو را دعايى بياموزم كه آن بهتر از اينهمه است،و آن نامهاست خداى را كه به آن بيماران را شفا دهد و مبتلايان را عافيت دهد و ديوانگان را عقل دهد.
گفت [٣]:نخواهم كه اگر مردم [٤]اين حال [٥]از من بدانند مرا مشغول كنند از عبادت و من از كار خود بازمانم.الحاح كرد بر او و گفت:وقت آيد كه تو را حاجت آيد [٦]بدان.چندانى بگفت تا او آن دعوات ياد گرفت.آنگه بازآمد و ابليس را گفت:هلاك كردم آن مرد را.
آنگه بيامد و مردى را بگرفت و گلوى او به گاز [٧]گرفت،آنگه بيامد بر صورت طبيبى و گفت:اين صاحب شما ديوانه است من او را معالجه كنم تا بهتر شود.گفتند:روا باشد.آنگه گفت:من شما را راه نمايم به مردى كه او
[١] .آد،كا،گا:و تضرّع در عبادت.
[٢] .چاپ شعرانى(٥٩/١١)+و.
[٣] .آد،كا،گا:برصيصا گفت.
[٤] .كا+از.
[٥] .آد،گا:اين معنى را.
[٦] .آد،كا،گا:حاجت افتد.
[٧] .آد،كا،گا:بازگرفت.