روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦ - ترجمه
يك روز نوبت اين مرد انصارى بود،نماز شام [١]بيامد [٢][و] [٣]در سراى من [٤]بزد.من بيرون آمدم،مرا گفت:خبر دارى كه حادثهاى عظيم افتاده است؟گفتم:غسّان بيامدهاند به غزا؟گفت:از اين عظيمتر است.گفتم:
آن چيست؟گفت:رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-زنان جمله را طلاق داد.گفتم:اين آن است كه من حفصه را گفتم و از من نشنيد،اكنون در افتادند.
آن شب دلمشغول بودم.بر دگر روز بامداد برخاستم و به نزديك حفصه رفتم،گفتم:رسول شما را طلاق داده است؟گفت:نمىدانم،الّا آن است كه[٥٧-ر]از ما مفارقت كرده است و در مشربۀ [٥]امّ ابراهيم شده و بنشسته.من بيامدم و رسول را-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-غلامى بود سياه،او را گفتم:
دررو و بگوى كه عمر بر در است،دستور باشى [٦]تا درآيد؟غلام در رفت و برون آمد و گفت كه:گفتم،و جواب نداد.من برفتم و به نزديك منبر بنشستم، [امّا] [٧]مرا قرار نبود.ديگرباره برخاستم و بيامدم،غلام را گفتم:برو و دستورى خواه.در رفت و بيرون آمد و گفت كه:گفتم و جواب نداد [٨].من رفتم.تا سهبار برفتم و بازآمدم و دستورى خواستم و نيافتم.به بار سئوم [٩]برفتم.غلام از قفاى من آواز داد كه دستورى داد دررو.و من به نزديك رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-رفتم [١٠]و سلام كردم.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-
[١] .اساس:شامى،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس:آمد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .اساس:ما،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .آد:مشرقه.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:دستورى هست.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:نمىدهد.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:سيم.
[١٠] .آد و ديگر نسخه بدلها:در رفتم.