روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٤ - ترجمه
قتاده گفت:ذى الفواضل و النّعم،خداوند نعمتها و فزونيهاست.سعيد جبير گفت:ذى الدّرجات،قرظيّ گفت:ذى الفضائل العالية.مجاهد گفت:
معارج الملائكة،[آن راههاست كه فرشتگان بر او بر آسمان شوند] [١].
[تَعْرُجُ الْمَلاٰئِكَةُ] «٢» ،جملۀ قرّاء به«تا»ى تأنيث خواندند مگر كسائى كه به «يا»خواند براى تقدّم فعل،و اين قرائت عبد اللّٰه مسعود است. وَ الرُّوحُ ،و جبريل-عليه السّلام-. [إِلَيْهِ] [٣]،يعنى الى اللّٰه تعالى،يعنى به جايى كه خداى تعالى امر كرده باشد او را به آن جاى رفتن كه به رضاى خداى تعالى نزديك باشد به [٤]امتثال اوامر او. فِي يَوْمٍ ،در روزى كه مقدار آن روز پنجاه هزار سال باشد از سالهاى دنيا،و گفتند:به يك روز چندانى بر شود [٥]كه اگر جز او كسى [٦]باشد به پنجاه هزار سال بررود از سالهاى دنيا،[و] [٧]گفتند:اين عروج او از زير هفتم زمين باشد تا به بالاى هفتم آسمان به اوامرى كه خداى را باشد.ليث گفت از مجاهد:مراد غايت[و] [٨]منتهاى امر اوست از زمين تا به آسمان كه اندازه و مقدار او چندين است.
امّا قوله: فِي يَوْمٍ كٰانَ مِقْدٰارُهُ [٩]أَلْفَ سَنَةٍ [١٠]،مراد نزول امر اوست و مقدار نهايت آن از آسمان دنيا تا به زمين،چنان كه از آسمان به زمين آيد و از زمين به آسمان شود،براى آنكه از زمين تا [١١]به آسمان پانصدساله راه است،پس آمد شدن [١٢]هزارساله راه باشد.
محمّد بن اسحاق گفت:مراد آن است كه اگر آدمى از زمين خواهد تا به
[٨] [٧] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به نسخه بدلها،از قرآن مجيد افزوده شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:نزديك شود با.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:برشوند.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:جز ايشان كسى ديگر.
[٩] .اساس+خمسين،با توجّه به اصل تفسير و مأخذ معتبر خبرى زايد مىنمايد.
[١٠] .سورۀ سجده(٣٢)آيۀ ٥.
[١١] .كا:ندارد.
[١٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:آمدن و شدن.