روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٢ - ترجمه
شهرستانى چندانى كه اين دنياى شما پر باز كرده از [١]فرشتگان،خداى را تسبيح و تهليل[مىكردند و در تسبيح] [٢]مىگفتند كه:بار خدايا بيامرز آنان را كه به نماز آدينه حاضر آيند،بار خدايا بيامرز آنان را كه غسل آدينه كنند.
امّا فضل روز آدينه:ابو هريره روايت كرد از رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-كه گفت:بهتر روزى كه در او آفتاب برآيد روز آدينه است.خداى تعالى آدم را روز آدينه[آفريد و آدينه] [٣]به زمين فرستاد،و روز آدينه وفات آمد او را [٤]،و روز آدينه قيامت باشد،و هيچ جانور نباشد و الّا خداى را تسبيح كند روز آدينه از آنگه كه آفتاب برآيد [٥]ترس قيامت [٦]را الّا جنّ و انس،و در او ساعتى هست كه هيچ مؤمن را اتّفاق نيفتد دعايى در آن ساعت [٧]الّا اجابت يابد [٨].و در او [٩]دو روايت آمده است.يك روايت آنكه [٤١-پ]چون امام از خطبه فارغ شود و مؤذّنان قامت مىگويند و[مردم] [١٠]صفها راست مىكنند.و يك روايت آنكه آن ساعت آخر روز است چنان كه نيم ساعت مانده باشد به سقوط قرص [١١][آفتاب] [١٢]و گفتند:چون قرص[آفتاب] [١٣]يكنيمه فروشده باشد.
انس مالك روايت كرد كه:يك روز رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم- بىگاه بيرون آمد [١٤].چون بيرون آمد،صحابه گفتند:يا رسولاللّٰه امروز ديرتر بيرون آمديد [١٥].حضرت فرمود [١٦]كه:جبرئيل پيش من بود بر [١٧]صورت زنى با جمال
[١] .آد:پر از.