روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٥ - ترجمه
تو را رها نكردهام.اين جمله رجعت باشد،جز آن است كه مستحبّ [١]است كه گواه برگيرد بر مراجعت براى آنكه بر طلاق گواه بر گرفته باشد تا مردم بدانند كه رجعت كرده است [٢]،او را متّهم بنكنند به زنا،و شرط نيست در صحّت رجعت.
أَوْ فٰارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ،و اگر خواهيد رها كنيد تا عدّت به سر آيد و بائن شود و مفارقت حاصل آيد.و مراد به«معروف»در هر دو جايگاه مقتضى شرع است،يعنى به آنچه واجب شود ايشان را بر شما از نفقه و كسوت و مسكن و حسن الصّحبة،و يا مفارقت[كنيد] [٣]به معروف،يعنى رها كند تا از عدّت بيرون آيد و مالك شود نفس خود را و مراجعت نكند بر سبيل مضارّه،و غرض او آن باشد كه تا او شوهر نتواند كردن و در رنج باشد،معروف دوم ترك مضارّه است.
وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ ،يعنى على الطّلاق،يعنى دو گواه عدل بر طلاق گيريد و اين قول اصحابان ماست،چه طلاق واقع نباشد به نزديك ما جز بمحضر من الشّاهدين العادلين.
و از شرايط صحّت طلاق يكى اشهاد است و امر را ظاهر بر وجوب باشد به نزديك ما،يعنى اوامر [٤]قرآن و سنّت.اگر گويند مراد اشهاد بر مراجعت است، بايد گفتن كه:اين امر سنّت است به قرينۀ اجماع فرقه،و اگر حمل كنند بر هر دو،در طلاق واجب باشد و در رجعت سنّت،آنگه هريكى به قرينه دانند و از مطلق امر هيچ در او [٥]ندانند مگر توقّف كنند بر دليل،و شافعى تمسّك كرد به آن [٦]آيت بر وجوب اشهاد بر نكاح،بدان [٧]كه گفت:مراد به اين اشهاد رجعت
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها+آن.
[٢] .كا،گا+تا.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آد:أعنى امر.
[٥] .اساس:دو،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:اين.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:با آنكه.