روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٦ - ترجمه
است،و اين تمام نشود الّا پس ازآنكه مخصّصى [١]تعيين كند [٢]بر آنكه [٣]آيت مخصوص است بر رجعت دون [٤]طلاق و لا مخصّص هاهنا [٥].و ديگر آنكه بازنمايد كه امر بر وجوب است[٥١-پ]نه بر [٦]توقّف،و در اوامر قرآن،ما را خلاف نيست خلاف در مطلق امر است در لغت ما را با مخالفان،كه فقها گفتند:مطلق امر در لغت اقتضاى وجوب كند،و ابو على و ابو هاشم گفتند:
اقتضاى ندب كند،و سيّد-رحمة اللّٰه عليه-گفت:اقتضاى توقّف كند بر دليل، چه مستفاد امر بيش از آن نيست كه از او بدانند كه[آمر] [٧]مريد است مأمور به را.
چون بدانند كه آمر حكيم است،دانند كه مأمور به را بايد تا صفتى زياده بر حسن باشد.امّا به آنكه واجب بود يا مندوب إليه،و دليل[برآن] [٨]آنكه اين امر بر ندب است[چون حمل كنند بر رجعت قوله: وَ أَشْهِدُوا إِذٰا تَبٰايَعْتُمْ [٩]،به نزديك بيشتر فقها اين امر بر ندب است] [١٠]،مگر اصحاب ظاهر كه ايشان گفتند:اشهاد بر مبايعت واجب است.
آنگه گفت: وَ أَقِيمُوا الشَّهٰادَةَ ،گواهى كه اقامت كنيد براى خداى كنيد،و اين امرى است بر سبيل وعظ جملۀ مكلّفان را.آنگه گفت: ذٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كٰانَ يُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ،آن وعظى است كه خداى تعالى مىدهد آن [١١]را كه به خداى و [١٢]روز قيامت ايمان دارد [١٣]،و اگرچه اين وعظ است هركس را كه متّعظ
[١] .اساس:تخصيصى،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آد:كنند.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:براى آنكه.
[٤] .اساس:كلمه به صورت«چون»هم خوانده مىشود،آد و ديگر نسخه بدلها:در.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:و اين جا مخصّصى نيست.
[٦] .اساس:چون،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] [٨] [٧] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٢.
[١١] .آد،كا:آنان.
[١٢] .آد،كا+به.
[١٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:دارند.