روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٢ - ترجمه
و اين چنان باشد كه ما گوييم:فلان چنين و چنين است و بر سر متّهم است به چيزى ديگر،و در اين كلمه معنى«بعد»،[مع] [١]باشد. زَنِيمٍ ،أى دعىّ ملحق النّسب ملصق بالقوم و ليس منهم،بىاصلى بىنسبى كه او را با قومى نسبت كنند كه از ايشان نيست [٢]،قال الشّاعر-شعر:
زنيم تداعاه الرّجال زيادة
كما زيد في عرض الأديم الأكارع
و قال[حسّان] [٣]:
و انت زنيم نيط في آل هاشم
كما نيط خلف الرّاكب القدح الفرد
و قال آخر:
زنيم ليس يعرف من ابوه
بغيّ الامّ ذو حسب لئيم.
مرّة الهمدانىّ گفت: [٤]پدرش از پس هژده [٥]سال قبول كرد او را.از اميرالمؤمنين على-عليه الصّلاة و السّلام-روايت كردند كه:«زنيم»بىاصلى [٦]باشد،و گفتند:«زنيم»آن باشد كه نشان بدگوهرى با خود دارد كه بازشناسند او را كزنمة الشّاة.عكرمه گفت از عبد اللّٰه عبّاس كه او گفت:آيت در شأن آنكس آمد كه [٧]او را به اين صفات مقدّم بشناختند،تا گفت:زنيم،آنگه بشناختند او را به آنكه او را زنمه [٨]بود چون زنمۀ گوسفند بر گردنش [٩].
قرظىّ و سعيد جبير گفتند و ابو رزين كه:«زنيم»كافرى همچنين لئيم نسب معروف به خبث و شرارت.شهر بن حوشب روايت كرد از عبد اللّٰه عبّاس كه
[٣] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:نباشد.
[٤] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٣١/١١)+وليد را.
[٥] .گا:هجده.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:بىاصل.
[٧] .اساس:كه آمد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .اساس:زنيمه،با توجّه به كا تصحيح شد.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:بشناسند چنان كه گوسفند را به دو زنمه كه بر گردن دارد بشناسند.