روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٠ - ترجمه
و سلّم-فرمود [١]كه:نشايد كه [٢]جماعتى مسلمانان در او بستهاند [٣]اگرچه،او بس كس [٤]نيست.عمر گفت:يا رسولاللّٰه اگر نخواهى كه تا ما بكشيم او را [٥]،يكى را از انصاريان بفرماى يا [٦]سعد معاذ را يا محمّد مسلمه را يا عبّاد بشير را،تا يكى از اينان او را بكشد.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:
نشايد مرا اين كردن [٧]،كه مردمان گويند:محمّد اصحاب خود را مىكشد،و لكن بگو تا آواز رحيل در دهند تا برويم،و اين وقتى بود كه عادت نبود كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-در آنوقت رحيل كردى [٨].و غرض آن بود تا مردم آن حديث رها كنند.و كس[نزد عبد اللّٰه] [٩]فرستاد و گفت:اين سخن تو گفتهاى؟او سوگند خورد كه از اين معنى هيچ نگفتهام،و زيد [١٠]دروغ مىگويد.
و عبد اللّٰه در ميان قوم خود شريف بود.جماعتى از انصاريان كه حاضر بودند،گفتند:يا رسولاللّٰه،او پير [١١]ماست و سيّد و شريف ما بود و مردى عاقل است،قول كودكى بر او نشايد شنيدن،و همانا اين كودك نيك نشنيده باشد و حديث او فهم نكرده باشد،و او را در آن سهو است.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-آن عذر قبول كرد و اين حديث در ميان انصاريان فاش شد،و از همه جانب روى در زيد نهادند به ملامت و گفتند:دروغ بر مردى پير بزرگوار نهادى.
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:گفت.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:نبايد كه.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:پيوستهاند.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:كسى.
[٥] .آد،كا،گا:اگر نمىخواهى كه ما او را كشيم.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:اين فرمودن.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:رحيل كند.
[٩] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .آد و ديگر نسخه بدلها:زيد ارقم.
[١١] .آد و ديگر نسخه بدلها:پدر.