روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٦ - ترجمه
برفت سه پسر بود او را به ميراث به ايشان رسيد،با يكديگر گفتند:ما اين [١]نتوانيم كرد كه پدر ما كرد ازآنكه يكنيمه از ميوۀ اين درختان كما بيشى به درويشان دادى كه ما را عيال بسيار است و مال اندك.راه بر گرفتند بر رهگذريان.و چون وقت ارتفاع بود درويشان به عادت آمدند،گفتند:
امروز و فردا وقت نيست هنوز،آنگه اتّفاق كردند كه شبى بروند و در شب برآن درختان باز كنند پنهان[از] [٢]درويشان و برآن سوگند خوردند [٣]،استثنا نكردند.آن شب به اين اتّفاق كردند،عذابى بيامد و آتش جملۀ آن درختان را با بر بسوخت.خداى تعالى در اين آيت قصّۀ ايشان كرد [٤]. كَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ ،[الف] [٥]و«لام»[فى قوله:«الجنّة»،«الف»و«لام»] [٦]تعريف عهد است،يعنى آن بستان معروف. [إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِينَ] [٧]، چون سوگند خوردند كه خرما و ميوۀ آن درختان در وقت غلس و بامداد پگاه باز كنند در وقتى كه درويشان خبر ندارند،و«لام»[٦٨-ر]و«نون»تأكيد در لَيَصْرِمُنَّهٰا ،جواب قسم است،و نصب مُصْبِحِينَ ،بر حال است،و«صرم»و «صرام»و«جذاذ»آن باشد كه ميوه از درخت باز كنند،و بيشتر در خرما [٨]استعمال كنند.
وَ لاٰ يَسْتَثْنُونَ ،محلّ او هم حال است،و التّقدير غير مستثنين.و استثناى قسم آن باشد كه گويد:و اللّٰه لأفعل كذا و لأفعلنّ كذا الّا اذا كان كذا،و قيل قوله: إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ [٩]،و قيل قوله: إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ [١٠].
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:آن.
[٦] [٥] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها+و.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:بگفت.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد.
[٨] .اساس:خبر،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٢٨.
[١٠] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٩٩.