روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٧ - ترجمه
دهد،الّا آنكه فرزند جز شير مادر بنستاند،كه آنگه از مادر بازنشايدگرفتن،و اگر مادر تن در ندهد كه كودك را شير دهد و حال او آن حال بود [١]جبر كند [٢]مادر تا پدر فكر رضاع كند [٣]تا كودك هلاك نشود.
و رضاع آن بود كه مادر يا دايه شير دهد كودك را.و از اين جا گفت رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-:
يحرم من الرّضاع ما [٤]يحرم من النّسب ، معنى آن است كه زن مرضعه به مثابت مادر است كودك [٥]را،و مادر مرضعه جدّه شود كودك را،و خواهرش خالۀ او شود،و دخترش خواهر او شود،و پسرش برادر او،و همچنين جملۀ محرّمات هرگه كه شرايط رضاع باشد [٦]و شرايط او آن است كه چندانى شير دهد كودك را كه گوشت و پوست او از شير برويد [٧]،اگر[اين] [٨]معلوم باشد و الّا اعتبار به پانزده رضعه باشد پياپى كه در ميان آن شير هيچ زن [٩][ديگر] [١٠]نخورد[ه باشد] [١١]،و اگر اين نيز معلوم نباشد [١٢]، اعتبار [١٣]به شبان روزى است،و بايد تا در مدّت رضاع بود-و آن دو سال باشد [١٤]-چه اگر اين شرايط يا يكى از اين شرايط مختل باشد [١٥]حرمت رضاع ثابت نشود. وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ ،آنگه گفت:امربهمعروف كنيد به آنچه در ميان شماست،و«ايتمار»يكديگر را فرمودن است،و«ايتمار»امتثال[امر] [١٦]باشد و
[١] .كا:و حال اين چنين بود.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:كنند.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:مادر را به رضاع.
[٤] .كا:كما.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:مادر شود كودك.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:رضاع حاصل شود.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:او از شير آن زن نما يابد.
[١٦] [١١] [١٠] [٨] .اساس،ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:زنى.
[١٢] .كا:نبوده باشد.
[١٣] .كا:اعتبارى.
[١٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:و آن در دوسالگى باشد.
[١٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:چه اگر از اين شرايط يكى مختل شود.