روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٢ - ترجمه
قوله: وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ ،عام بود و شامل باشد اين جمله آن را كه اقراء دارد، احصاى اقراء كند،و اگر به ماه دارد على حال ماه يا روز مىشمارد تا تمام شدن.
وَ اتَّقُوا اللّٰهَ رَبَّكُمْ ،آنگه گفت:از خداى بترسيد [١]،و اين زن را كه در عدّت باشد از خانه بيرون مكنيد [٢]،و نيز او نبايد تا از خانه بيرون شود،براى آنكه به نزديك ما و شافعى [٣]سكنى باشد او را و نفقه رسد و كسوت چون طلاق رجعى باشد،و اگر طلاق بائن باشد نفقه و سكنى[نباشد] [٤]او را به نزديك ما،و شافعى گفت:سكنى باشد او را و نفقه نباشد.و اهل عراق گفتند:اگر بائن باشد و اگر رجعى،نفقه و سكنى باشد [٥]الّا حالتى را از او [٦]استثنا كرد گفت: إِلاّٰ أَنْ يَأْتِينَ بِفٰاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ،كه آنگه [٧]فاحشه ظاهر بكند.«مبيّنة»خواندند به فتح«يا»و«مبيّنه»خواندند به كسر «يا»چون به فتح خوانى معنى[آن باشد كه] [٨]آشكارا بكرده باشد،مفعول باشد از تبيين،و چون به كسر خوانى معنى آن باشد كه فاحشۀ ظاهر كه خود را ظاهر بكرده باشد،بر توسّع.
و مفسّران در فاحشه كه موجب اخراج باشد خلاف كردند.[بيشتر] [٩]مفسّران گفتند:[مراد] [١٠]زناست كه چون در عدّت زنا كند و بر او درست شود، او را بيرون بايد كردن [١١]براى اقامت حدّ [١٢]،و بدان باز نشوند كه او در عدّت است.قتاده گفت:فاحشه نشوز باشد كه زن نشوز شود [١٣]و از مرد طلاق
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها+لا تخرجوهنّ من بيوتهنّ.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها+و لا يخرجن.
[٣] .اساس+گفت،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[١٠] [٩] [٨] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها+او را.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:الّا در حالتى كه خداى تعالى آن را.
[٧] .كا:الّا آنگه كه.
[١١] .آد،گا:بيرون بايد آورد،كا:بيرون بايد آوردن.
[١٢] .آد:بيّنه.
[١٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:كند.