روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٤ - ترجمه
إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِ آيٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ،چون آيات ما بر او خواندند [١]، گويد افسانۀ پيشينگان است.و وجه دوم آنكه:لان كان ذا مال و بنين، تطيعه [٢]،براى آنكه طاعت او را كه او خداوند مال است و فرزندان يعنى طاعت او نبايد داشت تو را براى اين علّت.و آنكه بر خبر خواند،معنى آن باشد كه:و لا تطع كل حلاف لأن كان ذا مال،طاعت مدار هركسى را كه موصوف است به اين صفات براى آنكه خداوند مال و فرزندان باشد.
إِذٰا تُتْلىٰ عَلَيْهِ آيٰاتُنٰا ،چون آيات ما بر او خوانند،گويد[اين] [٣]فسانۀ پيشينگان است.
آنگه بيان جزاى او كرد و آنچه خداى تعالى با او خواهد كردن،گفت:
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ،گفت:ما داغ كنيم [٤]بر بينى او.عبد اللّٰه عبّاس گفت:
يعنى به شمشير داغ نهيم بر بينى او تا علامت [٥]باشد كه او را بدان بشناسند.آنگه اين خبر راست كرد روز بدر،چون او به كارزار آمد تيغى بر بينى او زدند كه سمت و جراحت [٦]او بماند.قتاده گفت:او را قذف كنيم به عارى كه از او جدا نشود به او ملازم باشد چون داغ كه مفارقت نكند آن را كه بر او نهند.قتيبى گفت:عرب چون كسى را دشنام دهد بد تا اثر آن بر او بماند،گويند:وسمه ميسم سوء،و قال جرير:
لمّا وضعت على الفرزدق ميسمي
و على البعيث جدعت انف الأخطل
ابو العاليه و مجاهد گفتند:معنى آن است كه روى او در قيامت سياه كنيم
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:خوانند.
[٢] .اساس:قطيعه،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:داغ نهيم.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:علامتى.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها+بر.