روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٦ - ترجمه
گفتند:به ظهار و عود واجب شود،آنگه در عود خلاف كردند بر چهار مذهب.
شافعى گفت:عود آن باشد كه امساك كند زن را و دست بندارد از او با آنكه تواند كه طلاقش دهد.و مالك و احمد حنبل گفتند كه:عود عزم بر وطى باشد.مجاهد و ثورى گفتند:به لفظ ظهار كفّارت واجب شود.گروهى ديگر گفتند:عود وطى باشد و اين [١]قول حسن است و داود و زهرىّ،گروهى [٢]گفتند:عود،تكرار لفظ ظهار باشد،و اين مذهب داود است و [٣]اهل ظاهر.گروهى ديگر گفتند كه:
كفّارت ظهار ثابت نشود در ذمّه به هيچ حال،و انّما براى استباحت وطى كنند، و اين مذهب ابو حنيفه است،گفت:مظاهر بهمنزلۀ آنكس باشد كه خواهد كه نماز تطوّع كند،اگر خواهد تا نماز كند طهارتش بايد كردن و الّا بر او هيچ نيست.
همچنين مظاهر اگر خواهد تا خلوت كند،كفّارتش بايد كردن استباحت وطى را و الّا فلا كفّارة على ذمّته،اين مذهب ابو حنيفه است.و مذهب ما آن است كه:
عود عزم بر وطى باشد و نقض ظهار،فهذا معنى قوله [٤]: ثُمَّ يَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا [٥].فرّاء گفت معنى آن است كه: ثُمَّ يَعُودُونَ الى ما قالوا،و هذا كقولهم:عاد لكذا و عاد إلى كذا،و مثله قولهم:دعاه لكذا و دعاه إلى كذا،و بر اين قول معنى عود تكرار [٦]ظهار باشد و اعادت او،بعضى ديگر گفتند:معنى عود آن است كه پشيمان شود و نقض كند آن را كه گفته باشد،چنان كه [٧]:عاد لما فعل،أى نقض ما فعل.
قوله: فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ،أى فعليه تحرير رقبة،آنگه بيان كفّارت كرد،گفت:
بر او باشد كه بردهاى آزاد كند. مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسّٰا ،پيش ازآنكه مماسّه كند،و
[١] .اساس:و برآن،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آد،كا،گا+ديگر.
[٣] .اساس:به،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آد،كا،گا+ و الذين يظهرون من نسائهم.
[٥] .آد،گا+فرّاء گفت معنى آن است كه(ثم يعودون إلى ما قالوا)
[٦] .آد،گا+از.
[٧] .آد،كا،گا+گويند.