روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٠ - ترجمه
بدر صهيب او را بكشت.خبر آوردند رسول را كه فلان مشرك [١]بكشتند.رسول- صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-شادمانه شد،گفت:او را كه كشت؟مردى از ميان قوم گفت:من كشتم يا رسولاللّٰه.عمر بن الخطّاب [٢]و عبد الرّحمن عوف گفتند [٣].دروغ مىگويد يا رسولاللّٰه،او را صهيب كشت-و صهيب حاضر بود- گفتند:چرا نگويى كه من كشتم؟گفت:من او را براى خداى كشتم نه براى آنكه به لاف بازگويم.رسول صهيب را گفت:تو كشتى آن مرد را؟گفت:آرى يا رسولاللّٰه،خداى تعالى در حقّ آن مشرك [٤]مدّعى[به باطل]اين آيت فرستاد كه: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ .
حسن گفت:اين آيت در حقّ منافقان آمد كه وعدههاى خير مىدادند مؤمنان را به دروغ،خداى[تعالى] [٥]گفت:اى مؤمنان به زبانى كه [٦]اظهار ايمان كردهايد به نام مؤمنى مىرويد [٧]،چرا چيزى مىگوييد كه نكنيد!مجاهد گفت:
آيت در جماعتى انصاريان آمد كه اين دعوى مىكردند كه:اگر بدانيم كه كدام عمل فاضلتر است،خويشتن را در آن عمل بنديم تا به مردن،و عبد اللّٰه رواحه در ميان ايشان بود،كس از ايشان وفا نكرد الّا عبد اللّٰه رواحه كه او ملازمت كرد تا او را به زمين مؤته با حضرت [٨]جعفر طيّار بكشتند.ميمون گفت:مراد جملۀ آن كسانند كه به زبان لاف زنند و محال گويند و چيزها گويند كه بيش از ايشان باشد در لاف زدن[٣٦-ر]و دعوى فراخ كردن [٩]،و مثله قوله:
[١] .آد،كا،گا+را.
[٢] .اساس:عمر خطاب عليه ما يستحق،با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .كا+گا+اين.
[٤] .آد،كا،گا:ندارد.
[٥] .اساس:ندارد،با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:كه به زبان.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:به نام مؤمنايد.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٩] .آد و ديگر نسخه بدلها:و دعوى كردن فراخ.