روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٦ - ترجمه
كرد.آن ديو ملعون او را بازگذاشت،ديگرباره بگرفت او را.در روزى چند بار بگرفتى و رها كردى،و دختر با راهب تنها در دير بود.هم آن ملعون وسوسه كرد او را و گفت:يا برصيصا،هرگز در همۀ عمر مانند اين شخص [١]نديدى [٢]و وقتى و تمكينى [٣]نخواهد بودن تو را،و او بىخبر است با او مواقعه كن.او به غرور شيطان مغرور شد و [٤]مواقعه كرد تا دلير [٥]شد.هرگه كه او بىهوش [٦]شدى، برصيصا با او خلوت كردى [٧]تا آبستن شد و اثر آبستنى پديد آمد.
شيطان آمد و گفت:يا برصيصا،اين چيست كه تو كردى [٨]و اينهمه رهبانان عالم را زيان داشت،من تو را تدبيرى آموزم:اين دختر را بكش و در زير آن كوه گورى بكن و او را دفن كن.چون آيند و از او [٩]پرسند،بگوى كه:شيطان [بر] [١٠]او مستولى بود،او را ببرد و من با او بس نبودم [١١]،كه ايشان تو را باور دارند و متّهم ندارند.
برصيصا گفت:همچنين بايد كرد.او را در شب بكشت و فرود آمد و در آن كوه چالهاى [١٢]بكند هم در شب و او را دفن كرد.شيطان بيامد و گوشۀ جامۀ [١٣]او از خاك برون كشيد [١٤]به ظاهر زمين رها كرد و برفت.چون برادران بيامدند و گفتند:حال خواهر ما چيست؟راهب گفت:او را ديو ببرد و من با او
[١] .آد و همۀ نسخه بدلها:شخصى.
[٢] .آد و همۀ نسخه بدلها:نديدهاى.
[٣] .آد،كا،گا:و وقتى مثل اين.
[٤] .آد،گا+با او.
[٥] .اساس:بيدار،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .كا:بىهش.
[٧] .آد:مواقعه كردى.
[٨] .آد،كا،گا:كه كردى خود را.
[٩] .آد،كا،گا:و از تو.
[١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .آد،گا:با او بر نمىآمدم.
[١٢] .كذا:در اساس،آد و ديگر نسخه بدلها:ندارد،چاپ شعرانى(١٠٩/١١):گورى.
[١٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:كفن.
[١٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:بركشيد.