روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧ - ترجمه
مردم رسد از خير و شر و نيك و بد و بيمارى و تندرستى و تنگى و فراخى و خرّمى و دژمى،بيانش قوله تعالى: لِكَيْلاٰ تَأْسَوْا عَلىٰ مٰا فٰاتَكُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاكُمْ [١]-الآية.
إِلاّٰ فِي كِتٰابٍ ،الّا در كتاب است،يعنى در لوح محفوظ. مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا ،از پيش آنكه ما بيافريديم آن را.خلاف كردند[٩-ر]در آنكه آن [٢]ضمير راجع با چيست [٣].بعضى گفتند:راجع است با زمين،[يعنى] [٤]پيش ازآنكه [ما] [٥]زمين آفريديم [٦].بعضى[دگر] [٧]گفتند:راجع است با«انفس».عبد اللّٰه عبّاس گفت:راجع است با«مصيبت».بر اين قول كلمهاى مخصوص باشد به افعال خداى تعالى.أبو العاليه گفت:راجع است با نسمه و هى النّفس. إِنَّ ذٰلِكَ عَلَى اللّٰهِ يَسِيرٌ ،آن بر خداى تعالى آسان است،هم خلق آن و هم حفظ آن و هم دفع آن.
لِكَيْلاٰ تَأْسَوْا عَلىٰ مٰا فٰاتَكُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاكُمْ ،گفت:تا دلتنگ نشويد بر آنچه از شما فايت شود و خرّم نشويد بر آنچه خداى داد شما را.و عامۀ قرّاء خواندند به«الف ممدود»من الايتاء الّذي هو الإعطاء،و ابو عمرو خواند:بما أتاكم به«الف»مقصور من الاتيان،و ابو عبيده [٨]اين اختيار كرد للزوم الفعلين، گفت:تا هر دو فعل لازم باشد-اعنى فوت و اتيان.عكرمه گفت:[هيچكس] [٩]نباشد كه او را خرّمى و دژمى نباشد،بايد تا [١٠]در حال خرّمى شاكر باشد و در حال دژمى صابر.عبد اللّٰه مسعود گفت:اگر پارهاى آتش بر من افگنند تا از من چندان كه بدو رسد بسوزد دوستر دارم ازآنكه آن را كه باشد گويم كاشكى تا نبودى،يا
[١] .سورۀ حديد(٥٧)آيه ٢٣.
[٢] .آد،كا:اين.
[٣] .آد،كا،گا:كيست.
[٩] [٧] [٥] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .گا:بيافريديم.
[٨] .آد،كا،گا:ابو عبيد.
[١٠] .آد،كا،گا:كه.