روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٧ - ترجمه
گفت: تُؤْمِنُونَ ؟گوييم [١]:اين بر تقدير«أن»بود،و«أن»مع الفعل در تأويل مصدر باشد.عرب در مثل اين موضع يكبار«أن»بيارند و يكبار حذف كنند، قالوا [٢]:هل لك فى خير تقوم الى فلان فتعوده و ان تقوم الى فلان فتعوده، و قوله:
يَغْفِرْ لَكُمْ ،براى آن مجزوم است كه جواب استفهام است متضمّن معنى شرط را،و التّقدير:(فانكم ان فعلتم ذلك يغفر لكم من [٣]ذنوبكم)،اگر آنجا [٤]كارها به جاى آريد از ايمان به خداى و جهاد در سبيل خداى بيامرزد شما را گناهانتان. وَ يُدْخِلْكُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ،و شما را به [٥]بهشتهايى برد كه در زير درختان آن جويها مىرود. وَ مَسٰاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنّٰاتِ عَدْنٍ ،و خانههاى [٦]خوش در بهشت مقام.
حسن بصرى گفت از عمران حصين و ابو هريره پرسيدم تفسير: وَ مَسٰاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنّٰاتِ عَدْنٍ ،مرا گفتند:على الخبير سقطت،بر مردمان دانا افتادى.ما رسول را-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-پرسيديم،ما را گفت:كوشكى است در بهشت از يك پاره لؤلؤ،در آن كوشك هفتاد سراى باشد از ياقوت سرخ و در هر سرايى هفتاد خانه باشد از زمرّد سبز،و در هر خانهاى هفتاد سرير باشد،و بر هر سريرى هفتاد بستر باشد [٧]،و بر هر بسترى جفتى از حور العين،و در هر خانهاى هفتاد مائده باشد،و بر سر هر مايدهاى هفتاد لون طعام،و در هر خانهاى هفتاد غلام و كنيزك باشد.خداى تعالى مؤمن را چندان قوّت دهد كه به بامداد بر اينان همه بگذرد طعام بخورد و خلوت بسازد و از كارها [٨]بپردازد. ذٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ،آن ظفر [٩]بزرگوار است.
[١] .گا:جواب گوييم.
[٢] .آد،كا،گا:كرده باشند.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .كا:اين جا،گا:شما.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها:در.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:جايهاى.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها+از هر لونى.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:آن كارها.
[٩] .آد،كا،گا:اين ظفرى.