روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
او گفت:هركه او استغفار بسيار كند،خداى تعالى او را از غمها بيرون آرد و از هر تنگى [١]او را فرج دهد و روزى دهد او را ازآنجا كه او گمان نبرد،و هركه بر خداى[تعالى] [٢]توكّل كند و با او استوار باشد،دلش ساكن بود در هست و نيست [٣]،خداى تعالى كفايت بكند كارهاى او را. إِنَّ اللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ ،[كه خداى تعالى برسد به آنچه خواهد از كارش.عامّۀ قرّاء خواندند:
«بالغ امره»] [٤]به تنوين و نصب«را» [٥]على انّه مفعول به،و حفص و مفضّل روايت كردند از عاصم: بٰالِغُ أَمْرِهِ ،بىتنوين و خفض على الاضافة.
و طلحة بن مصرّف همچنين خواند در شاذّ،و داود بن ابي هند خواند:
«بالغ امره»به تنوين و رفع«را»،يعنى كار او و فرمان او برسد بدانچه خواهد.
عبد الرّحمن بن رافع گفت چون اين آيت آمد كه: مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ،اصحاب رسول گفتند:چون ما توكّل كرديم بر خداى،خداى تعالى كار ما را كفايت كند.آنچه داشتند از دست فروگذاشتند و محافظت نكردند.خداى تعالى از پس[آن] [٦]اين آيت بفرستاد: إِنَّ اللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ ،يعنى فيكم و عليكم، خداى تعالى قضاى خود براند در شما و بر شما.
قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً ،خداى تعالى هر چيزى را قدرى و حدّى و اندازهاى نهاد كه به آنجا رسد.مسروق گفت در اين آيت كه:خداى تعالى قضاى خود براند اگر توكّل كنند [٧]و اگر نكنند،جز آن است كه هركه بر او توكّل كند سيّئاتش مكفّر كند و مزدش به عظيم [٨]كند.
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:همه تنگيها.
[٦] [٤] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(١٨٥/١١):ساكن بود به او در همّت و نيّت.
[٥] .گا:أمر.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها+بر او.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:تعظيم.