روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٦ - ترجمه
چنين نورى عظيم و ايشان را دعوت كنند با سجود،يعنى آن داعى و باعث كه پديد آيد ايشان را عند آنكه نور بينند خواهند تا سجده كنند نتوانند.
آنگه وصف ايشان كرد [١]: خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ ،ذليل باشد چشمها[ى ايشان] [٢]. تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ،أى تغشاهم،با ايشان درآيد و بازپوشد ايشان را مذلّتى و خوارى. وَ قَدْ كٰانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سٰالِمُونَ ،[و] [٣]پيش از اين ايشان را دعوت كردند با سجده و ايشان به سلامت بودند از اين آفت،اجابت نكردند.
آنگه اينان را به دوزخ برند و مؤمنان را به بهشت.
ابراهيم التّيميّ گفت في قوله: وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ ،نماز [٤]فريضه خواست كه مؤذّنان دعوت مىكنند به آن به بانگ نماز و قامت،سعيد جبير گفت:مراد آنانند كه«حىّ على الصّلاة»مىشنيدند اجابت نكردند:كعب الأحبار گفت:و اللّٰه كه اين آيت فرود نيامد الّا در[٦٩-پ]آنان كه[از] [٥]نماز جماعت تخلّف كردند.
گفتند:ربيع خثيم را فالج پديد آمد در آخر عمر،او خويشتن را بر دو كس انداختى [٦]و به مسجد شدى.گفتند:اگر به خانه نماز كنى روا باشد كه تو را عذرى هست.گفت:روا نمىدارم كه«حىّ على الصّلاة»مىشنوم اجابت نكنم.
فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهٰذَا الْحَدِيثِ [خداى تعالى بر سبيل تهديد و وعيد گفت:رها كن مرا با آنان كه به اين حديث] [٧]تكذيب كردند،يعنى كافران كه قرآن به دروغ داشتند. سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ ،درنورديم ما ايشان را به عذاب
[١] .آد:وصف كرد ايشان را،كا:وصف كرد ايشان را گفت.
[٣] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آد،كا افزوده شد.
[٤] .اساس+گفت،با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٧] [٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .آد،كا:افگندى.