روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٤ - ترجمه
و منه قول الشّاعر في صفة سنة مجدبة:
عجبت من نفسي و من اشفاقها
و من طرادى الطّير عن ارزاقها
في سنة قد كشفت عن ساقها
اى قد اشتدّت الجدب و القحط.و از قدماى مفسّران و اهل تأويل چنين روايت كردند،[همچنين] [١]سعيد جبير گفت: عَنْ سٰاقٍ ،اى شدّة الامر، و عبد اللّٰه عبّاس گفت:سختتر ساعتى باشد در قيامت اين ساعت.ابو موسى أشعرىّ [٢]گفت [٣]از رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-در تفسير اين آيت: يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سٰاقٍ ،گفت:
عن نور عظيم يخرون له سجدا ،گفت:نورى باشد عظيم پديد آيد روز قيامت كه خلقان از هيبت آن به روى درآيند و سجده كنند.
ابو سعيد خدريّ روايت كند و ابو هريره و ابو موسى اشعرى [٤]و حديثهاى ايشان درهم شده است كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:چون روز قيامت باشد و خلق [٥]را در موقف سياست بدارند،خداى تعالى انتصاف كند ميان هر ظالمى و مظلومى تا هيچ مظلمه نماند مظلومى را بر ظالمى تا آن مقدار كه تكليف كنند كه [٦]شير با آب آميخته فروخته باشند [٧]تا جدا كند ميان شير و آب [٨]بر سبيل عقوبت،آنگه منادى ندا كند چنان كه جملۀ خلايق بشنوند:الا و هر امّتى به قفاى معبود خود بدوند [٩]،اصحاب صليب با صليب بدوند [١٠]و اصحاب اوثان با اوثان بدوند [١١]،و هر عابدى با معبودان خود بدوند [١٢]،هيچ بتى و وثنى و
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد،كا افزوده شد.
[٤] [٢] .آد،كا:ابو موسى الاشعرىّ.
[٣] .آد،كا:روايت كرد.
[٥] .آد،كا:خلايق.
[٦] .آد،كا:آن را كه.
[٧] .آد،كا:شير را آب با او آميخته باشد و فروخته.
[٨] .آد،كا:تا آن آب را از شير جدا كند.
[٩] .آد،كا:برويد.
[١٢] [١١] [١٠] .آد،كا:بروند.