روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٩ - ترجمه
قالت قتيلة ماله
قد جلّلت شيبا شواته
اين بيت به پوست سر لايق است.
تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلّٰى ،با خويشتن مىخواند،يعنى دوزخ هركس را [١]كه از ايمان [٢]اعراض نموده باشد و پشت بر او كرده،و قيل:ادبر عن الايمان و تولّى عن الحقّ،مىگويد:الىّ الىّ،به من آى به من آى.
عبد اللّٰه عبّاس گفت[دوزخ] [٣]:كافران را و منافقان را بخواند به نام و نسبشان به زبانى فصيح،آنگه برچيند ايشان را چنان كه مرغ دانه مىچيند.ثعلب گفت:«تدعوا»أى تهلك،تقول العرب:دعاك اللّٰه،أى اهلك،و چنان كه گويند:دعاه اللّٰه فأجابه إذا ما أماته.و اصل كلمه اين است،بخواند ايشان را، يعنى هلاك كند ايشان را به اين شواهد كه گفتيم.خليل بن احمد گفت:مراد به دعا تمكين اوست از عذاب ايشان.
وَ جَمَعَ فَأَوْعىٰ ،وصف بخل اين كافر[ان] [٤]كرد كه او جامع مانع بود،و «أوعى»جعل فى الوعاء،در باردان نهاد و ببست و حقّ خداى نداد،از آن گفتند:
عبد اللّٰه بن حكيم سر كيسه در [٥]نبستى،گفتند:چرا چنين كنى؟گفت:تا شنيدم كه خداى[تعالى] [٦]گفت: وَ جَمَعَ فَأَوْعىٰ ،سر كيسه در نبستم.
[إِنَّ الْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً] [٧] ،آنگه وصف آدمى كرد و طبع او گفت:آدمى را حريص آفريدهاند.عبد اللّٰه عبّاس گفت:حريص است بر حرام،و حرص او بر حرام بيش از آن است كه بر حلال.
عطيّه از او روايت كرد كه گفت:تفسير«هلوع»آن است كه خداى تعالى
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:هركسى را.
[٢] .اساس:او،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد،گا افزوده شد.
[٥] .آد،گا:هرگز.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به نسخه بدلها،از قرآن مجيد افزوده شد.