تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٢ - انسان وابسته به عمل خويش است
/ ٢٠٣ هنگامى كه صهيونيان سرزمينهاى ديگران را غصب كردند، و آنان را از خانههاى خود بيرون راندند و به ستمگرى و كشتن و سخت گرفتن بر ديگران پرداختند، خدا آنان را به حال خود وا نخواهد گذاشت، بلكه بندگانى را با نيرومندى شديد بر ايشان مسلط خواهد كرد كه در نتيجه تباهكاريهاشان گرفتار عواقبى شوند كه در دو مرتبه پيش از آن نيز گرفتار آنها شدند.
فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ- و چون زمان وعده بازپسين فرارسيد.» يعنى هنگام تبهكارى دوم، خدا اسپيانوس پادشاه روم را بر آنان مسلط ساخت كه فرمانده سپاهيان خويش (طرطوز) را به فلسطين روانه كرد، و او به بيت المقدس درآمد، و مردم آن را كشت يا به اسيرى گرفت و به كارهاى بد و زشتى نسبت به بنى اسراييل پرداخت كه خداوند متعال درباره آن گفته است
لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ- تا اسباب روسياهى شما را فراهم آورند و همچون در نخستين بار، به مسجد (اقصى) داخل شوند.» البته بخت نصر غير از اسپيانوس است، ولى قرآن خواسته است كه اين امر را به ياد ما آورد كه طاغيان و گردنكشان، خواه از شمال برخيزند يا از جنوب، همچون يكديگرند، و روش يگانه و هدفى مشترك دارند.
آنچه پيش از اين گفتيم يكى از تفسيرهاى معروف درباره اين آيات است، و تفسيرهاى ديگرى نيز براى آنها وجود دارد، مثلا
١- اين كه قدس (بيت المقدس) يك بار در زمان داوود و سليمان (عليهما السلام) بنا شد كه بخت نصر آن را ويران كرد، و بار ديگر در روزگار پادشاهان سلسله هخامنشى ايران، كه فرمانده سپاهيانى به نام طيطوس آن را خراب كرد و خرابه باقى مانده بود تا آن زمان كه به دست مسلمانان در زمان خلافت خليفه دوم.
٢- گفتهاند كه: تبهكارى نخستين بنى اسراييل در آغاز اسلام بود كه پس از آن بندگان مسلمان خدا به مقهور كردن آنان پرداختند. اما فساد دوم آنان هم