تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٥ - چگونه سستى و ضعف ذات را جبران كنيم؟
مىبيند، حتى ذات خودش را كه در تغييرى دايمى و حركتى پيوسته است، و بر يك حال ثابت نمىماند، پس از اين پريشان و مضطرب است كه در آينده چه بر سر او خواهد آمد، و به همين سبب تلاش مىكند تا به چيزى تكيه كند كه به آن اعتماد دارد، ولى به جاى آن كه اين ترس او را بر آن دارد كه به خدا اعتماد و بر او توكل كند، و بيش از پيش پيرو برنامههاى او باشد، بيشتر به تكيه كردن بر متاع دنياى زايل شونده مىپردازد، و به افزايش مال و ثروت خويش، و لذا قرآن به آدمى هشدار مىدهد كه اگر در هنگام تغييرات زندگى و تحولات زمان ترس بر او عارض مىشود، اين احساس و شعورى سالم است، ولى بر او لازم است كه اين شعور را متوجه مال نسازد كه از بين مىرود، بلكه اين شعور بايد متوجه چيزى شود كه باقى مىماند.
[٣٨] لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي- ولى او پروردگار من است.» يعنى كه من هنوز بر دين خود باقى و برقرارم.
بيشتر فقيران و ناكامان، در آن هنگام كه در برابر خود ثروتمندان را مىيابند، به آنان تعظيم مىكنند، و در مقابل سلطه ايشان خضوع و خشوع نشان مىدهند، و بدين گونه آتش بهرهكشى و خودبزرگبينى آنان را تيزتر مىكنند، و قرآن اين شكل از رفتار را در ضمن اين داستان طرد مىكند، و چنان است كه گويى مىخواهد بگويد كه: اى فقيران! به شما واجب است كه به ايمان آوردن خودتان به خدا بر خود بباليد، زيرا كه او بر آن توانايى دارد كه شما را غنى و بىنياز كند به همان گونه كه آنان را بىنياز كرده است.
وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً- و هيچ كس را شريك پروردگار خويش قرار نمىدهم،» و چنان مىنمايد كه سياق در اين جا خضوع به شخص ثروتمند و بىنياز را شرك و اختيار كردن معبودى جز خدا دانسته است.
[٣٩] وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ- و چه مىشد اگر در هنگام داخل شدن به باغت مىگفتى: هر چه خدا بخواهد (درست است).» در آغاز شخص فقير ايستارى دفاعى براى خود اختيار كرد و خود را از نشان