تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١١ - ميان شكر و كفر
چگونه از دست او خارج شد و جز حسرت و ندامت چيزى براى او بر جاى نماند.
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ- و مثلى براى آنان بزن از آن دو مرد كه به يكى از آنان دو باغ بخشيده بوديم.» اول: يكى از آن دو مرد ايمانى را مجسم مىسازد كه برتر و بالاتر از زينت و آرايش زندگى دنيا است، در صورتى/ ٤١٢ بر آن ديگرى دوستى دنيا سخت مسلط شده بود و متاع نابود شونده آن پيوسته او را به خود مشغول مىداشت.
دوم: مالك شدن آن مرد بر بيش از يك باغ، اشاره به بعضى از اوضاع و احوال اقتصادى دارد كه سرمايهداران به آن پناه مىبرند تا جوشيدن سودها و منافع را براى ايشان تضمين كند، پس اگر باغى كه در اين جا است مايه زيان شود، سود باغ ديگر كه در جاى ديگر است تلافى زيان را خواهد كرد و سود و زيان يكديگر را جبران خواهند كرد.
مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً- از درختان انگور، و آن دو باغ را در پيرامون درختان مو با درختان خرما سير كرده بوديم و در وسط آنها بر زمينهاى باقى مانده زراعت مىكرد.» و سبزيجات مختلف را در آن مىكاشت.
[٣٣] كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها- و هر دو باغ ثمر و محصول خود را فراهم مىآوردند.» خدا چنان خواست كه به آن مرد مهلت دهد، پس خير فراوان نصيب او ساخت، و به دو باغ اجازه آن داد كه محصول فراوان براى صاحب آن بياورند، و بدين گونه در آن هنگام كه خدا اراده آن كند كه به سبب نيّت بد بندهاى بدى نصيب او كند، در پارهاى از موارد نعمتها را براى او افزايش مىدهد تا او را رفته رفته و به تدريج مبتلاى به آنچه از بدى و تباهى كه در درون جان او است مبتلا كند و در معرض آزمايش قرار دهد.
وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً- و ستمى بر او نرفت، و در ميان درختان دو باغ نهرى روان ساختيم.»