تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٨ - رسول به چالش و مبارزه با فشار مىپردازد
چون بر رسالت خود دروغ ببندى و دروغ در آن داخل كنى، اين رسالت به صورتى بد شكل و گرفتار دستبرد شده فهميده مىشود، و در نتيجه از دين خودت دور مىشوى، و اين همان كارى است كه امروزه استعمار انجام مىدهد و اسلام را به هر صورت كه بخواهد نمايش مىدهد، و آن را از خط سير خودش دور مىسازد، و آن را دين رسوم و آداب و صورت سازيهاى محض جلوهگر مىسازد، و اين پس از آن است كه جوهر آن را از آن بيرون مىكشد و براى اين كار مدعيان دين را در اختيار خود قرار مىدهد.
وَ إِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا- و در آن هنگام تو را دوست خود قرار مىدهند.» پس از آن كه رسالت را به صورت خاطر خواه آنان درآوردى و خلوص به ايشان نشان دادى، پاداش تو بلندى مرتبه و جايگاه در نزد آنان خواهد بود، و به همين سبب بر مبلّغ دين واجب است كه در هر اوضاع و احوال از اصول و مبادى خويش چشم نپوشد و به خاطر رسالتهاى پروردگارش فداكارى كند.
[٧٤] وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا- و اگر بخشيدن ثبات و استوارى به تو نبود، نزديك بود كه اندكى به ايشان تمايل نشان دهى.» اگر اتصال و پيوستگى رسول (ص) به سرچشمه قوت و نيرو نبود، فشارها او را به آن مجبور مىساخت كه از رسالت خود بازايستد، و محال است كه رسول از اصول و مبادى خود جدايى گزيند؛ و راويان گفتهاند كه سبب نزول آيه آن است كه مشركان به نزد رسول (ص) آمدند و به او گفتند: (از دشنام دادن به خدايان ما، و سفيهانه شمردن انديشهها و رؤياهاى ما چشمپوشى كن و اين بردگان و ناچيزان را كه بوى گند زير بغل آنان مايه ناراحتى است رها كن، تا ما به نشست و برخاست با تو بپردازيم و به سخنانت گوش فرا داريم)، پس رسول به طمع مسلمان شدن آنان افتاد، و اين آيه نازل شد؛ و در حديث عياش از صادق (عليه السلام) آمده است كه چون از او درباره اين آيه پرسش كرد، گفت: چون روز فتح فرارسيد، رسول خدا بتانى را از مسجد الحرام خارج مىكرد، و يكى از اين بتان/ ٢٨١ بر كوه مروه قرار داشت،