تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٩ - رسول به چالش و مبارزه با فشار مىپردازد
قريش از او خواستند كه آن بت را بر جاى خود باقى گذارد، ولى او چنين نكرد و فرمان به شكستن آن داد، پس اين آيه نازل شد. [٢١] و شايد آيه الهامبخش آن باشد كه مبلّغ و خواننده به دين گاه به اين انديشه مىافتد كه بعضى از اعمال رسالت خويش را به اميد آن كه مخالفان به دين گردن نهند تغيير دهد، و اين نيز به نوبه خود خطا است، و دو روايت گواهى بر اين تفسير است.
على رغم آن كه عصمت رسول كه آيه (٧٤) به صراحت دلالت بر آن دارد كه رسول خدا هرگز در اين انديشه نيفتاد كه به خواسته مشركان تن دردهد، و شايد چنين انديشهاى بر ذهن او همچون يكى از روشهاى اصلاح مطرح شده گذشت، وى به شتاب آن را بنا بر عصمتى كه خدا به او عنايت كرده بود طرد كرد؛ و از او روايت شده اين قول پس از نزول آيه: اللهم لا تكلنى إلى نفسى طرفة عين ابدا- خدايا! هرگز به اندازه يك چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذارى». [٢٢] [٧٥] إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ- در آن صورت (عذاب خود را) دو بار در زندگى و دو بار در مرگ بر تو مىچشانديم.» و نظر به بلندى مقام رسول و بزرگى مسئوليتهاى وى، او نيز به اندازه اين مسئوليتها در معرض حساب قرار مىگيرد، و هر چه مسئوليت انسان بيشتر شود، بيشتر در معرض حساب پس دادن قرار مىگيرد، و بر عكس كسانى كه حامل مسئوليت بزرگى نيستند، بدان جهت كه انحراف رهبرى به منزله انحراف بخش بزرگى از امت است.
ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً- سپس براى خود يار و ياورى بر ضد ما نخواهى يافت.» و اين آيه پاسخى به آيه پيشين
[٢١] - تفسير الصافى، ج ٣، ص ٢٠٨.
[٢٢] - تفسير الصافى، ج ٣، ص ٢٠٨.