عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٩ - ج) قيام مختار
اين شعار كافى بود تا بغض فشرده شده شيعيان را منفجر كند و خون را در رگهاى ارادتمندان آن حضرت به جوش آورد. جوانان شيعه چنان فداكارانه به سربازان حكومتى يورش بردند كه تنها پس از سه روز نبرد بىامان شهر به تصرّف مبارزان درآمد و عبداللَّه بن مطيع- استاندار زبيرى كوفه- به سوى بصره گريخت.
مختار پس از آزاد كردن كوفه بر فراز منبر رفت و خطاب به مردم گفت:
«تُبايِعُوني عَلى كِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ وَ الطَّلَبِ بِدِماءِ أَهْلِالْبَيْتِ، وَ جِهادِ الْمُحِلِّينَ وَ الدَّفْعِ عَنِ الضُّعَفاءِ
؛ با من بر اساس كتاب خدا و سنّت پيامبرش و خونخواهىِ اهلبيت و جهاد با منحرفان و دفاع از ضعفا بيعت كنيد». [١]
ولى سه دشمن سرسخت، از سه طرف حكومت نوپاى مختار را تهديد مىكرد:
١- حكومت شام به رهبرى بنىمروان، از سوى شمال.
٢- حكومت عبداللَّه بن زبير، از ناحيه جنوب (مكّه).
٣- ضد انقلاب داخلى، از اشراف و قاتلان امام حسين عليه السلام در داخل عراق.
طبيعى بود كه بنىاميّه نمىتوانستند به قدرت رسيدن شيعيان را در عراق كه قلب دنياى اسلام در آن روز بود، تحمّل كنند. اين بود كه عبدالملك مروان كه تازه به حكومت رسيده بود، عبيداللَّه بن زياد را مأمور كرد تا قيام مختار را سركوب كند و خود زمام امر كوفه را بدست گيرد.
لشكر ابن زياد در حوالى «موصل» اردو زد. مختار، ابراهيم اشتر را با هفت هزار نيرو به منطقه جنگى اعزام كرد.
ولى از آن طرف، سرشناسان كوفه و قاتلان امام حسين عليه السلام چون «شَبَث بن ربعى»، «شمر بن ذىالجوشن» و ديگران كه به شدّت از حاكميّت مختار و شيعيان در كوفه به وحشت افتاده بودند، در غيبت ابراهيم اشتر، فرصت را غنيمت شمرده و به بقاياى
[١]. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٥٠٨. در امالى شيخ طوسى آمده است: «بايَعُوهُ عَلى كِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ وَ الطَّلَبِ بِدَمِ الْحُسَيْنِ وَ الدَّفْعِ عَنِ الضُّعَفاءِ».