عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - ٣٠- ورود امام حسين عليه السلام به مكّه
براى امام حسين عليه السلام زيبنده نيست كه از ترس چنين حملاتى راه اصلى را رها كرده از بيراهه برود.
در ضمن اين حقيقت آشكار مىشود كه دشمن غدّار و سفّاك، همچون سايه، پسر پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله را دنبال مىكرد، زيرا در برابر مطامع آنها تسليم نشده بود.
٣٠- ورود امام حسين عليه السلام به مكّه
امام حسين عليه السلام در شب جمعه سوم شعبان (سال ٦٠ هجرى) در حالى كه اين آيه را تلاوت مىكرد وارد سرزمين مكّه شد: « «وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّى أَنْ يَهْدِيَنِى سَوَاءَ السَّبِيلِ؛ و هنگامى (موسى) به جانب مدين روانه شد گفت: اميدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند (و به مقصود برساند)». [١] و با ورود به مكّه خاندانش بسيار خوشحال شدند، ولى حضور امام عليه السلام در مكّه براى عبداللَّه بن زبير كه در انديشه بيعت مردم مكّه با خود بود، سخت و نگران كننده بود، زيرا مىدانست با وجود امام حسين عليه السلام در مكّه كسى با وى بيعت نخواهد كرد. [٢]
به يقين مكّه مقصد نهايى امام حسين عليه السلام نبود زيرا مىدانست درگيرى ميان او و يزيديان حتمى است و او نمىخواست حرم امن خدا مورد هتك يزيديان قرار گيرد، و قداست آن با هجوم اين گروه خدانشناس كه حرمتى براى ارزشهاى والاى اسلام قائل نبودند زير سؤال برود.
همان گونه كه در مورد عبداللَّه بن زبير چنين اتّفاق افتاد، او مدّتى بعد مكّيان را با خود همراه كرد و به هنگام هجوم لشكر يزيد به خانه خدا پناه برد ولى آنها احترام كعبه را نگاه نداشتند و با سنگهايى كه از منجنيق پرتاب شد آن را درهم كوبيدند.
[١]. قصص، آيه ٢٢.
[٢]. ارشاد مفيد، ص ٣٧٧؛ فتوح ابناعثم، ج ٥، ص ٣٧ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٣٢ (با مقدارى تفاوت).