عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧ - الف) ريشههاى تاريخى
برخلاف انتظار اميّه، تا چشم كاهن به هاشم افتاد زبان به مدح و ثناى وى گشود. اين بود كه «اميّه» طبق قرار قبلى مجبور شد تا ده سال مكّه را ترك كند و در شام اقامت گزيند. [١]
اين قضيّه علاوه بر آنكه ريشه دشمنىهاى اين دو طايفه را به خوبى روشن مىكند، علل نفوذ امويان را در منطقه شام نيز مشخّص مىسازد كه چگونه روابط ديرينه امويان با شام مقدّمات حكومت آنها را در دورههاى بعد فراهم ساخت.
«ابن ابىالحديد» در شرح نهج البلاغه داستان ديگرى را نقل مىكند كه از فاصله و اختلاف اين دو تيره در زمان جاهليّت بيشتر پرده بر مىدارد.
اختلافاتى كه ناشى از بزرگى و عظمت چشمگير بنىهاشم از يك سو، و تحمّل حقارت و بدنامى بنىاميّه از طرف ديگر است.
مطابق اين نقل، يزيد فرزند معاويه در حضور پدرش، از آباء و اجداد خويش به نيكى ياد كرد و بر عبداللَّهبنجعفر فخر مىفروخت. (لازم به ذكر است، معاويه فرزند ابوسفيان فرزند حرب فرزند اميّه فرزند عبد شمس فرزند عبد مناف است).
عبداللَّه در پاسخ يزيد گفت: «به كداميك از نياكانت بر من مباهات مىكنى، آيا به حرب، همو كه بر ما پناه آورد و در پناه خاندان ما زيست، يا به اميّه، آن كسى كه غلام خانگى ما بود و يا به عبد شمس آن كه تحت تكفّل و حمايت ما زندگى مىكرد؟»
معاويه كه تا آن لحظه ساكت نشسته بود، با زيركى خاصّى اين منازعه لفظى را پايان داد ولى چون با پسرش يزيد تنها شد سخنان عبداللَّه بن جعفر را مورد تأييد قرار داد و در توضيح آن سخنان گفت: «اميّه به مدّت ده سال به خاطر قراردادى كه با عبدالمطلب بسته بود در خانه وى به بندگى و غلامى پرداخت و عبد شمس نيز به علّت فقر و تهى دستى، همواره چشم به دست برادرش هاشم دوخته بود». [٢]
[١]. برگرفته از كامل ابن اثير، ج ٢، ص ١٧.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٥، ص ٢٢٩- ٢٣٠، ذيل نامه ٢٨ (با تلخيص).