عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦ - ١٣٩- عبور قافله اسيران از قتلگاه
كه اسرا را از شهرهاى مختلف عبور مىدادند، باور مردم اين بود كه آنها اسيران بلاد كفرند! اما هنگامى كه حقيقت بر آنها روشن مىشد، فريادشان بلند مىگشت كه اى واى! مگر ممكن است خاندان پيامبر خدا اسير شوند؟!
١٣٩- عبور قافله اسيران از قتلگاه
از دشوارترين لحظات تاريخ كربلا، كه در عظمت و سنگينى با همه آسمانها و زمين برابرى مىكند، لحظه وداع جانسوز قافله اسيران با بدنهاى پاره پاره شهيدان است.
دشمنان، اسيران دلسوخته را از كنار آن پيكرهاى پاك شهيدان عبور دادند، همان پيكرهاى غرقه به خونى كه يكجا همه عزّت ومظلوميت را در خود جمع و خلاصه كرده بودند.
برابر بعضى از نقلها، اسيران خود چنين درخواستى داشتند تا براى وداع با آن عزيزان شهيدشان از كنار قتلگاهشان عبور كنند.
ناگفته پيداست كه ترك سرزمين كربلا در آن وضعيت غمبار و وحشتناك براى آن دلسوختگان بسيار دشوار و سخت بوده است. به ويژه آنكه دشمن اجساد پليد سربازانش را دفن كرده بود ولى پيكرهاى ذرارى پيامبر صلى الله عليه و آله به خصوص پيكر پاك سرور جوانان بهشت بىغسل و كفن در بيابان رها شده بود. دشمن بدكينه نه خود به دفن آنها اقدام نمود و نه اجازه تدفين آنها را به كسى داد.
مشاهده آن صحنههاى دلخراش با آن بدنهاى پاره پاره و پايمال سمّ اسبان كه عمدتاً قابل شناسايى نبودند، مىتوانست هر بينندهاى را از پاى درآورد ولى طمأنينه و آرامشى كه در زينب كبرى عليها السلام، يادگار صبر و شكوه على عليه السلام ظهور كرد و صلابت و استحكامى كه در كلمات دلنشين او موج مىزد، تا حدود زيادى آن فضاى سنگين را شكست و آن را براى آل رسول قابل تحمل كرد.