عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٦ - ١٣٠- آمدن ذوالجناح به خيام
يغما برد و چون آن را به خانهاش برد، همسرش به وى گفت: «اموال پسر پيغمبر را غارت مىكنى و آن را به خانه مىآورى؟! از نزد من خارج شو كه خدا قبرت را از آتش پر كند» اين مرد تا زنده بود با فقر و تنگدستى دست و پنجه نرم كرد و دستهايش خشك شد و در زمستان خون و چرك از آن جارى بود.
«بحر بن كعب» جامه آن حضرت را گرفت و پوشيد و به نقل سيد بن طاووس پاهاى او خشك شد و زمين گير گشت. [١]
«اسحاق بن حويّة» پيراهن حضرت را كه يكصد و هفده سوراخ از آثار نيزه و شمشير و تير در آن بود، گرفت و پوشيد و به برص گرفتار شد.
عمامه آن بزرگوار را «اخنَس بن مَرثَد» گرفت و به سر نهاد و ديوانه شد!
زره مخصوص آن حضرت را كه فقط جلو را مىپوشاند و پشت نداشت «عمر بن سعد» گرفت و زره ديگر آن امام شهيد را «مالك بن نمير» گرفت و پوشيد و بنا به روايتى مجنون شد.
«قيس بن اشعث» [٢] حوله مخصوص حضرت را گرفت و پس از آن به «قيس قطيفه» مشهور شد و بنا به نقل خوارزمى، به مرض جذام گرفتار شد و افراد خانوادهاش از او كناره گرفتند.
«اسود بن خالد» كفشهاى حضرت را برداشت.
«بجدل بن سليم كلبى» انگشتر امام عليه السلام را با قطع انگشت آن حضرت به چنگ آورد. بنا به نقل سيد بن طاووس اين انگشتر غير از آن انگشترى است كه از ذخائر نبوت است و امام آن را به فرزندش على بن الحسين عليه السلام داده است.
شمشير حضرت را «جُميع بن خلق» يا «اسود بن حنظله» گرفت و اين شمشير غير از ذوالفقار است كه از ذخائر امامت شمرده مىشود. [٣] و در واقع هر كدام به غارت
[١]. ملهوف (لهوف)، ص ١٧٨.
[٢]. مقتل الحسين ابى مخنف، ص ٢٠٠.
[٣]. رجوع شود به: بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٥٢ و ٥٧- ٥٨؛ كامل ابن اثير، ج ٤، ص ٧٨؛ ارشاد مفيد، ص ٤٦٨؛ مقتل الحسين مقرّم، ص ٢٨٤- ٢٨٥ و ملهوف (لهوف)، ص ١٧٧- ١٧٩.