عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٤ - د) انقراض بنىاميّه
وى با انتخاب شعار حركت آفرين
«يالَثاراتِ الْحُسَيْنِ»
خونهاى جوانان شيعه را در رگهايشان به جوش آورد.
بديهى بود در آن روزگار هيچ شعارى تا اين اندازه نمىتوانست در ايجاد شور و هيجان انتقام، مؤثّر و كارساز باشد.
از سوى ديگر وى با ايجاد رابطه با فرزندان اميرمؤمنان عليه السلام به ويژه «محمّد حنفيّه» و فرستادن سرهاى جنايتكاران كربلا به نزد امام سجّاد عليه السلام به واقع رهبرى معنوى و پشت پرده قيام را با خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله پيوند داد.
او همواره خود را نماينده «محمّد حنفيّه» معرّفى مىكرد و رهبرى قيام را به او نسبت مىداد و روزى كه كوفه را فتح كرد مردم را به شرط خونخواهى امامحسين عليه السلام و اهلبيت آن حضرت، به بيعت خويش فراخواند.
هر چند حكومت مختار دوام چندانى نيافت و سرانجام به دست مصعب برچيده شد، ولى هرگز نمىتوان او را فردى شكستخورده دانست. او به هدف بلند خويش كه همان انتقام از قاتلان و جانيان كربلا بود به خوبى رسيد و بارها قلب امام سجّاد عليه السلام و بنىهاشم را خرسند نمود، هر چند سرانجام وجود خودش فداى اين راه شد.
|
سر در ره جانانه فدا شد، چه بجا شد |
از گردنم اين دَيْن ادا شد، چه بجا شد! |