عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٥ - د) انقراض بنىاميّه
از آنها حكومتشان فقط حدود يك، يا چند ماه و بعضى فقط هفتاد روز بوده است.
طولانىترين حكومت، حكومتِ «عبدالملك» بود كه حدود بيست سال به طول انجاميد و شايد علّتش اين بود كه به توصيههاى «حجّاج» گوش نداد و دست از خونريزى «بنىهاشم» كشيد. [١]
در واقع بنىاميّه پس از شهادت امام حسين عليه السلام روى آرامش به خود نديدند، همواره با قيامها و نهضتهاى خونينى مواجه بودند كه مايه اصلى همه آنها خونخواهى امام حسين عليه السلام بوده است.
جنبشها يكى پس از ديگرى از گوشه و كنار شكل مىگرفت و تودههاى مختلف مردم را حول شعارهايى چون
«يالَثاراتِ الْحُسَيْنِ»
و
«الرِّضا مِنْ أَهْلِالْبَيْتِ»
و
«الرِّضا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله»
كه سكّه رايج آن روزگار بود، جمع مىكرد و هر از چندى، قسمتى از قلمرو حكومت بنىاميّه از سيطره آنان خارج مىشد. عراق، حجاز، شام و بالاخره خراسان در تب و تاب اين انقلابها مىسوخت.
به واقع شهادت مظلومانه امام حسين عليه السلام و فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله خطّ بطلانى بود بر چهل سال تبليغات مسموم بنىاميّه كه با نيرنگ و فريب، خود را دولت اسلامى جا زده بودند.
حماسه امام حسين عليه السلام چهره اسلام واقعى را به مردم نشان داد و نقاب از چهره دروغگويان اموى برداشت و نامشروع بودن سلطنت آنان را به اثبات رساند.
بررسى تاريخ آن قيامها بيانگر اين واقعيّت است كه تودههاى مردم آن روزگار به هيچ شعارى جز خونخواهى امام حسين عليه السلام و انتقام از بنىاميّه، وقعى نمىنهادند.
حتّى عبّاسيان كه آخرين ضربه را بر آل ابوسفيان وارد آورده بودند در پناه همين شعار به مقاصد خويش رسيدند و بر مركب خلافت سوار شدند.
[١]. مراجعه شود به: پيام امام، ج ٦، ص ٤١٨ و ج ٣، ص ٥٩٤، ذيل خطبه ٨٧.