عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣ - ١٥- توطئه شبانه براى گرفتن بيعت
مبادا مردم تدريجاً به آن وضع ناهنجار خو بگيرند و تعليمات اسلام را فراموش كنند وبه حكومتهاى فرعونى تن در دهند.
١٥- توطئه شبانه براى گرفتن بيعت
(وليد فرماندار مدينه شبانه كسى را خدمت امام عليه السلام، و «عبداللَّه بن زبير» فرستاد و آنها را به خانه خود دعوت كرد)
«عبداللَّه بن زبير» رو به امام عليه السلام كرد و عرضه داشت: اى اباعبداللَّه! اين ساعت كه وليد ما را خواسته، ساعتى نيست كه «وليد» نشست عمومى براى مردم داشته باشد، از اين كه در اين ساعت ما را فراخوانده من از آن احساس خطر مىكنم. به نظر شما براى چه منظورى ممكن است ما را خواسته باشد؟
امام عليه السلام فرمود:
«إِذاً أُخْبِرُكَ أَبابَكْرُ، إِنّي أَظُنُّ بِأَنَّ مُعاويةَ قَدْ ماتَ، وَ ذلِكَ أَنّي رَأَيْتُ الْبارِحَةَ فِي مَنامي كَأَنَّ مِنْبَرَ مُعاوِيةَ مَنْكُوسٌ، وَ رَأَيْتُ دارَهُ تَشْتَعِلُ ناراً، فَاوَّلْتُ ذلِكَ في نَفْسِي أَنَّهُ ماتَ».
«اى ابابكر! (كنيه عبداللَّه بن زبير) اكنون به تو مىگويم: گمان مىكنم معاويه از دنيا رفته است؛ چرا كه من شب گذشته در خواب ديدم كه منبر معاويه سرنگون شده واز خانهاش آتش زبانه مىكشد. من پيش خود چنين تعبير كردم كه وى مرده است». [١]
مطابق روايت ابومخنف امام عليه السلام فرمود:
«قَدْ ظَنَنْتُ أَنَّ طاغِيَتَهُمْ قَدْ هَلَكَ، فَبَعَثَ إِلَيْنا لِيَأْخُذَنا بِالْبَيْعَةِ قَبْلَ أَنْ يَفْشُوا فِى النَّاسِ الْخَبَرُ
؛ من گمان مىكنم طغيانگراين قوم هلاك شده است؛ از اين رو وليد قصد دارد پيش از آنكه مردم با خبر شوند، از ما بيعت بگيرد». [٢]
عبداللَّه بن زبير گفت: «اى فرزند على! به يقين همين گونه است كه مىگويى، اكنون اگر براى بيعت با يزيد دعوت شوى، چه خواهى كرد؟!».
[١]. مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ١٨١- ١٨٢.
[٢]. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٢٥١ و كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٣٧٨.