عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٢ - تحليل و بررسى
فرماندهى سپاه شام را كه به سىهزار تن مىرسيد عبيداللَّه بن زياد بر عهده داشت. اين نبرد سه روز به طول انجاميد و توّابين در اين چند روز با انگيزه فراوان و پايمردى زياد، با لشكر شام مىجنگيدند و گروهى زيادى از آنان را به قتل رساندند.
فرماندهى لشكر توّابين به عهده سليمان بن صرد بود و پس از شهادت وى، مسيّب بن نجبه و پس از كشته شدن او، عبداللَّه بن سعد بن نُفيل و پس از او، رفاعة بن شدّاد فرماندهى لشكر توّابين را بر عهده داشتند.
در اين نبرد سران انقلاب- به جز رفاعة بن شدّاد- همگى به شهادت رسيدند و رفاعه به همراه تعدادى از يارانش به كوفه بازگشتند و به هواداران مختار پيوستند كه بعدها همراه مختار در انتقام از قاتلان امام حسين عليه السلام و يارانش مشاركت جستند. [١]
تحليل و بررسى
آنچه از بررسى اين قيام به دست مىآيد، آن است كه شهادت امام حسين عليه السلام چنان تأثيرى در ميان آنان گذاشت كه به چيزى جز شستشوى لكّه ننگ بىوفايى و عدم نصرت آن حضرت فكر نمىكردند. آنها نه طالب فتح و پيروزى بودند و نه براى رسيدن به حكومت و غنايم پيكار مىكردند. آنها وقتى كه از شهر و ديار خويش خارج شدند، مىدانستند كه ديگر باز نخواهند گشت و همه اينها را جناب «سليمان بن صرد خزاعى» به آنها گوشزد كرده بود و توّابين نيز در پاسخ سليمان گفتند: «ما براى دنيا و رسيدن به حكومت قيام نمىكنيم و هدف ما توبه از گناهان خويش و خونخواهى فرزندان دختر رسول خداست». [٢]
آنان در واقع مىخواستند با كشتن و كشته شدن، از عذابى كه به روح و جانشان
[١]. برگرفته از كامل ابناثير، ج ٤، ص ١٥٨- ١٨٦ (با تلخيص فراوان) همچنين رجوع كنيد به: مقتل الحسين ابومخنف، ص ٢٤٨- ٣١٠ و تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٤٢٦- ٤٧١.
[٢]. كامل ابن اثير، ج ٤، ص ١٧٦.