عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٠ - شهادت حُجر بن عدى
جنايات «زياد» در نامه امام حسين عليه السلام به معاويه نيز آمده است؛ در بخشى از نامه آن حضرت مىخوانيم:
«ثُمَّ سَلَّطْتَهُ عَلى اهْلِ الْإِسْلامِ، يَقْتُلُهُمْ وَ يَقْطَعُ أَيْدِيَهُمْ وَ أَرْجُلَهُمْ مِنْ خِلافٍ، وَ يُصَلِّبُهُمْ عَلى جُذُوعِ النَّخْلِ؛
آنگاه زياد را بر مسلمانان مسلّط ساختى و او نيز آنان را به قتل مىرساند و دست و پاى آنان را به عكس يكديگر (به طرز وحشتناك) قطع مىكند و آنان را بر دار اعدام مىآويزد». [١]
شهادت حُجر بن عدى [٢]
از جنايات عظيمى كه دراين مدّت توسّط عمّال معاويه انجام گرفت و بسيارى از مورّخان شيعه و سنّى آن را نقل كردهاند، شهادت «حُجر بن عدى» و ياران گرانقدرش بود. اينان از مردان شايسته و به زهد و تقوا و ايمان شناخته شده بودهاند و فقط به جرم پيروى از على عليه السلام و ايستادگى در برابر ناسزاگويىهاى «زياد» نسبت به آن حضرت به طرز فجيعى به شهادت رسيدند، كه فشرده آن چنين است:
زمانى كه «مغيرة بن شعبه» از سوى معاويه حاكم كوفه شد، به دستور معاويه در
[١]. الامامة و السياسة، ج ١، ص ٢٠٣ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢١٣.
[٢]. حُجر بن عدى از بزرگان صحابى رسول خدا بود. دانشمندان شيعه و سنّى تعبيرات بلندى در عظمت او نقل كردهاند. درباره او نوشتهاند: وى هر چند از نظر سنّ و سال از ديگر صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله كوچكتر بود، ولى از نظر عظمت از بزرگان صحابه بود. حاكم نيشابورى در مستدرك از او با عنوان «راهب أصحاب محمّد» ياد كرده است و ابن اثير در اسدالغابة و ابن حجر عسقلانى در الاصابه از او به عنوان «حُجر الخير» ياد كردهاند. درباره او آمده است كه وى مردى عابد بود، هميشه با وضو بود و هر گاه وضو مىگرفت، نماز مىخواند. ابن عبدالبر در استيعاب و ابن اثير در اسدالغابه وى را مستجاب الدعوة دانستهاند. براى آگاهى بيشتر رجوع كنيد به: اسدالغابة، ج ١، ص ٣٨٥- ٣٨٦؛ الاصابة، ج ١، ص ٣١٤؛ مختصر تاريخ دمشق، ج ٦، ص ٢٣٦ به بعد؛ اعيان الشيعة، ج ٤، ص ٥٦٩ به بعد و الغدير، ج ١١، ص ٥٣ به بعد.