عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣ - الف) ترك بيعت با يزيد (و اعلام عدم شايستگى او براى خلافت)
مدينه احضار شد، امام عليه السلام در پاسخ به عبداللَّه بن زبير كه پرسيد چه خواهى كرد؟
فرمود: «هيچ گاه با يزيد بيعت نخواهم كرد، چرا كه امر خلافت پس از برادرم حسن عليه السلام تنها شايسته من است».
(إِنِّي لَاأُبايِعُ لَهُ أَبَداً، لِأَنَّ الْأَمْرَ إِنَّما كانَ لِي مِنْ بَعْدِ أَخِي الْحَسَنِ). [١]
همچنين به والى مدينه نيز فرمود:
«إِنَّا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ، وَ مُخْتَلِفُ الْمَلائِكَةِ ... وَ يَزيدُ رَجُلٌ فاسِقٌ شارِبُ الْخَمْرِ، قاتِلُ النَّفْسِ الُمحَرَّمَةِ، مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ، وَ مِثْلِي لا يُبايِعُ لِمِثْلِهِ
؛ ما از خاندان نبوّت و معدن رسالت و جايگاه رفيع رفت و آمد فرشتگانيم ... در حالى كه يزيد مردى است، فاسق، مىگسار، قاتل بىگناهان؛ او كسى است كه آشكارا مرتكب فسق و فجور مىشود. بنابراين، هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بيعت نخواهد كرد». [٢]
همچنين امام عليه السلام در پى اصرار «مروان بن حكم» براى بيعت با يزيد، با قاطعيّت فرمود:
«وَ عَلَى الْإِسْلامِ ألسَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزِيدَ، وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ: الْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ أَبِي سُفْيانَ
؛ هنگامى كه امّت اسلامى به زمامدارى مثل يزيد گرفتار آيد، بايد فاتحه اسلام را خواند! من از جدّم رسول خدا شنيدم كه مىفرمود: خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است!». [٣]
در واقع امام عليه السلام با اين جمله، عمق فاجعه زمامدارى يزيد را بيان مىكند و با استشهاد به كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله تصدّى خلافت توسّط فرزندان ابوسفيان را حرام مىشمارد.
[١]. مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ١٨٢.
[٢]. فتوح ابن اعثم، ج ٥، ص ١٨ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٥.
[٣]. ملهوف (لهوف)، ص ٩٩ و بحارالانوار، ج ١، ص ١٨٤.