عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠ - ٤- شوراى انتصابى عمر، و به قدرت رسيدن عثمان
على عليه السلام در خطبه شقشقيّه (خطبه سوم نهج البلاغه) همين ماجرا را به گونهاى فشرده بيان كرده است. فرمود:
«فَصَغا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مالَ الْآخَرُ لِصِهْرِهِ، مَعَ هَنٍ وَ هَنٍ
؛ سرانجام يكى از آنها (اعضاى شورا) به خاطر كينهاش از من روى برتافت و ديگرى خويشاوندى را بر حقيقت مقدّم داشت و به خاطر داماديش به ديگرى (عثمان) تمايل پيدا كرد، علاوه بر جهات ديگر كه ذكر آن خوشايند نيست». [١]
علاوه بر آن، عمر به صراحت معايبى براى طلحه و سعد بن ابى وقاص و عبدالرّحمان بن عوف برشمرد، كه در واقع عدم شايستگى آنان را به خلافت مىرساند.
درباره طلحه گفت: رسول خدا در ماجراى آيه حجاب به خاطر سخنى كه گفته بودى از تو ناراضى بود. [٢]
به سعد بن ابى وقاص گفت: تو مرد جنگ هستى كه به درد خلافت و رسيدگى به امور مردم نمىخورى. [٣]
به عبدالرّحمان بن عوف نيز گفت: تو مردى ضعيف هستى و مرد ضعيفى همانند تو، شايسته اين جايگاه نيست.[٤]
با اين سخنان گويا به اين افراد فقط حقّ رأى مىداد، كه از ميان على عليه السلام و عثمان يكى را برگزينند؛ امّا با يك چينش حساب شده، كفه ترازو را به نفع عثمان سنگينتر كرد.
شايد بر همين اساس بود كه صاحب نظران سياسى از قبل پيش بينى مىكردند كه حكومت به على عليه السلام نخواهد رسيد وآن حضرت را از شركت در جلسه شورا منع
[١] براى آگاهى بيشتر مراجعه كنيد به: پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج ١، ص ٣٦٦- ٣٥٨.
[٢] شرح نهج البلاغه ابنابىالحديد، ج ١، ص ١٨٤.
[٣] همان مدرك.
[٤] همان مدرك، ص ١٨٦.