عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢ - پيامدهاى خلافت عثمان و نقش آن در تحكيم قدرت بنىاميّه
نكردم!».
هنگامى كه عثمان اين جمله را نوشت، ابوبكر به هوش آمد و گفت: بخوان و او خواند. ابوبكر تكبير گفت! و سپس افزود: من تصوّر مىكنم (اين كه عجله كردى و خلافت را به نام عمر نوشتى براى اين بود كه) ترسيدى اگر من به هوش نيايم و بميرم مردم اختلاف كنند. عثمان گفت: آرى! چنين بود. ابوبكر در حقّ او دعا كرد! [١]
راستى چه خدمتى از اين بالاتر؟!
پيامدهاى خلافت عثمان و نقش آن در تحكيم قدرت بنىاميّه
با انتخاب عثمان [٢] به خلافت، بنىاميّه كه دشمنى آنان با اسلام و رسول خدا صلى الله عليه و آله از همان آغاز آشكار بود، قدرت يافتند و زمينههاى انتقام از آل رسولاللَّه صلى الله عليه و آله فراهم شد.
قدرت در خاندانى قرار گرفت كه در تمامى جنگها بر ضدّ رسول خدا صلى الله عليه و آله به طور مستقيم يا غير مستقيم مشاركت داشتند و قدرت و نفوذ رسول خدا را امرى دنيوى و چيزى همانند سلطنت و حكومت مىدانستند، نه ناشى از رسالت و نبوّت. به همين خاطر، پس از قدرت يافتن عثمان، ابوسفيان روزى خطاب به عثمان گفت:
«صارَتْ إِلَيْكَ بَعْدَ تَيْمٍ وَ عَدِيٍّ فَأَدِرْها كَالْكُرَةِ، وَاجْعَلْ أَوْتادَها بَنِي أُمَيَّةَ، فَإِنَّما هُوَ الْمُلْكُ وَ لَاأَدْرِي ما جَنَّةٌ وَ لا نارٌ
؛ اين خلافت پس از قبيله تيم (ابوبكر) و عدى (عمر) به تو رسيده است. اكنون آن را همچون توپ (ميان قبيله خودت) بگردان و پايههاى آن را بنىاميّه قرار ده! (اين نكته را بدان كه) فقط مسأله، فرمانروايى است (نه خلافت اسلامى) من كه بهشت و دوزخى را نمىشناسم!».
اين سخن به اندازهاى زشت و ناپسند بود كه عثمان نيز از آن بر آشفت و به
[١]. كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٤٢٥ و كنز العمّال، ج ٥، ص ٦٧٦ و ٦٧٨.
[٢]. عثمان بن عفان بن ابى العاص بن اميّة بن عبد شمس.