عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٦ - ٤- به شهادت رساندن امام حسن مجتبى عليه السلام
اين برنامه تا زمان عمربن عبدالعزيز ادامه داشت و آثار منفى آن هر روز آشكارتر مىشد؛ تا آن كه وى در زمان خلافت خويش (سال ٩٩ هجرى) طىّ بخشنامهاى به همه بلاد اسلامى دستور لغو اين سنّت زشت را صادر كرد. [١]
آرى؛ بنىاميّه براى كتمان سابقه زشت خود و جلوگيرى از نشر فضايل على عليه السلام و در نتيجه گرايش مردم به «خطّ علوى» به سبّ و لعن آن حضرت روى آوردند. در واقع، آنان ادامه حكومت جنايتبار خويش را بر پايه چنين سنّتى استوار مىديدند.
اين نكتهاى است كه «مروان بن حكم» بدان تصريح كرده است.
در تاريخ مىخوانيم كه وقتى از «مروان حكم» سؤال شد كه چرا شما على را سبّ و لعن مىكنيد؟ و اين كار چه نفعى براى شما دارد؟ پاسخ داد:
«لَا يَسْتَقِيمُ لَنَا الْأَمْرُ إِلَّا بِذَلِكَ؛
حكومت ما جز با اين كار سامان نمىيابد». [٢]
آنان با طرح و گسترش چنين حركت زشت و ناجوانمردانهاى، آزار، كشتن و اسارت خاندان هاشمى را براى مزدوران خويش امرى ساده و حتّى مورد رغبت و پسنديده مىساختند و در پناه آن به اهداف شوم دنياطلبانه خويش دست مىيافتند.
٤- به شهادت رساندن امام حسن مجتبى عليه السلام
معاويه مىدانست كه با وجود امام حسن عليه السلام نمىتواند به سادگى به اهداف شوم دراز مدّت خويش و تثبيت خلافت در خاندان اموى دست يابد؛ مخصوصاً كه در پيمان نامه صلح او با امام مجتبى عليه السلام آمده بود كه معاويه پس از خويش، كسى را براى
[١]. كامل ابن اثير، ج ٥، ص ٤٢ و شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، ج ٤، ص ٥٨. (براى آگاهى بيشتر از ماجراى سنّت معاويه و پيروانش در سبّ و لعن مولا عليه السلام رجوع كنيد به: الغدير، ج ٢، ص ١٠١ به بعد و ج ١٠، ص ٢٥٧ به بعد؛ شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحديد، ج ٤، ص ٥٦ به بعد؛ پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج ٢، ص ٦٥٢ و دائرة المعارف الاسلامية الشيعية، ج ١، ص ٥٩).
[٢]. رجوع كنيد به: انساب الاشراف، ج ٢، ص ٤٠٧؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٣، ص ٢٢٠ و الغدير، ج ٧، ص ١٤٧، ج ٨، ص ٢٦٤ و ج ٩، ص ٣٩٢.