عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - ٧- بدعتها
«ابنابىالحديد» پس از نقل سخنانى در مورد خلافكارىها و بدعتهاى معاويه، مىگويد:
«اعمال خلاف و آشكاراى «معاويه» از قبيل: پوشيدن حرير، استعمال ظروف طلا و نقره، جمع آورى غنايم براى خود، اجرا نكردن حدود الهى و مقرّرات اسلام درباره اطرافيان و كسانى كه مورد علاقهاش بودند، ملحق كردن «زياد» به خود و او را برادر خود خواندن، با اينكه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده بود:
«أَلْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ
؛ فرزند به همسر ملحق مىشود و سهم زناكار سنگسار شدن است». كشتن «حُجربن عدى» و ياران پاك او، توهين به ابوذر و او را سوار بر شتر برهنه كردن و فرستادنش به مدينه، ناسزا گفتن به «اميرمؤمنان على عليه السلام» و «امام حسن عليه السلام» و «ابن عبّاس» بر روى منابر، وليعهد قراردادن «يزيد» شرابخوار و قمارباز و ... همه و همه دليل بر كفر و الحاد او است». [١]
معاويه در بدعتگزارى هيچ حدّ و مرزى قائل نبود و به اعتراض ديگران نيز وقعى نمىنهاد.
«ابودرداء» مىگويد:
«به معاويه گفتم از پيغمبر صلى الله عليه و آله شنيدم هر كسى از ظروف طلا و نقره بياشامد آتش جهنّم درونش را فرا خواهد گرفت». معاويه گفت:
«أَمَّا أَنَا فَلَا أَرَى بِذَلِكَ بَأْساً
؛ امّا من براى آن ايرادى نمىبينم!!».
«ابودرداء» پاسخ داد: عجبا! من از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكنم تو رأى شخصى خود را اظهار مىكنى! من ديگر در سرزمينى كه تو هستى نخواهم ماند!». [٢]
مرحوم علّامه امينى در كتاب نفيس «الغدير» با ذكر اسناد و مدارك روشن بدعتها و فجايعى را كه شخص معاويه انجام داده جمع آورى كرده است؛ در اينجا فهرست
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٥، ص ١٣٠- ١٣١.
[٢]. همان مدرك، ج ٥، ص ١٣٠. مراجعه شود به: پيام امام، ج ٣، ص ٢٠ و ٢١.