عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢ - ٢٠- پاسخ نهايى خلافت بر آل ابوسفيان حرام است!
از سوى ديگر با دليل نقل؛ زيرا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با صراحت فرمود خلافت بر دودمان ابوسفيان حرام است.
اين سخنان همچون پتكى بر سر وليد فرود آمد، و فهميد با كسى روبرو است كه آشيانهاش بسيار بلند است و در اين دامها هرگز نمىافتد.
٢٠- پاسخ نهايى: خلافت بر آل ابوسفيان حرام است!
فرداى آن روز، امام عليه السلام براى شنيدن خبرها، از منزل بيرون آمد؛ در بين راه با مروان بن حكم برخورد كرد. مروان گفت: اى اباعبداللَّه! نصيحتى به تو مىكنم؛ از من بشنو كه خير و صلاح تو در آن است!
امام عليه السلام فرمود:
«وَ ما ذلِكَ؟ قُلْ حَتّى أَسْمَعَ
؛ نصيحت تو چيست؟ بگو تا بشنوم!».
مروان گفت: پيشنهاد مىكنم با اميرالمؤمنين! يزيد بيعت كنى كه براى دين و دنياى تو سودمندتر است!!!
امام عليه السلام كلمه استرجاع (انا للّه و انّا اليه راجعون) را بر زبان جارى ساخت و فرمود:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلامِ السَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزيدَ
؛ زمانى كه امّت اسلامى گرفتار زمامدارى مثل يزيد بشود بايد فاتحه اسلام را خواند!».
سپس امام عليه السلام رو به مروان كرد و فرمود:
«وَيْحَكَ! أَتَأْمُرُني بِبَيْعَةِ يَزيدَ وَ هُوَ رَجُلٌ فاسِقٌ! لَقَدْ قُلْتَ شَطَطاً مِنَ الْقَوْلِ يا عَظيمَ الزُّلَلِ! لا أَلُومُكَ عَلى قَوْلِكَ لِأَنَّكَ اللَّعينُ الَّذي لَعَنَكَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَأَنْتَ في صُلْبِ أَبيكَ الْحَكَمِ بْنِ أَبي الْعاصِ، فَإِنَّ مَنْ لَعَنَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لا يُمْكِنُ لَهُ وَ لا مِنْهُ إِلّا أَنْ يَدْعُوَ الى بَيْعَةِ يَزيدَ»
. «واى بر تو! مرا به بيعت با يزيد فرا مىخوانى، در حالى كه وى مردى فاسق است؟! تو كسى هستى كه داراى لغزشهاى بزرگى مىباشى، به يقين سخن ناروايى گفتى. البتّه من تو را براى اين