عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٦ - ١١- پاسخ كوبنده امام عليه السلام به معاويه
حضرت انتخاب شده بود، آرى چنين بود. آن روز عمرو بن عاص به خاطر همراهى و بيعت با پيامبر صلى الله عليه و آله، داراى فضيلتى بود، ولى با اين حال به گونهاى عمل كرد كه مردم امارت وى را نپذيرفتند و كارهاى ناپسند او را برشمردند، تا جايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى مهاجران! ازامروز به بعد جز من كسى بر شما امارت نخواهد داشت». چگونه به عمل منسوخ پيامبر صلى الله عليه و آله كه در شرايط خاصّى صورت گرفت (سپس آن را نسخ فرمود) مىتوان تمسّك جست؟
يا چگونه با كسى همدمى كه نمىتوان به او اعتماد كرد؟ و اطراف تو كسى است كه دين و خويشاوندىاش مورد اطمينان نيست، تو مىخواهى مردم را به سوى مردى اسرافگر و فريب خورده سوق دهى و آنان را در مسيرى بيندازى كه وى در دنيايش لذّت ببرد و تو آخرت خويش را بر باد دهى، به يقين اين همان زيان آشكار است. از خداوند براى خود و شما طلب آمرزش مىكنم! [١]
اين خطبه حساب شده و منطقى، و در عين حال صريح و شجاعانه بيانگر اين حقيقت است كه اوّلًا: امام حسين عليه السلام سعى داشت با منطق و استدلال روشن، جلو خودكامگىهاى معاويه را- مخصوصاً در نصب يزيد به خلافت- بگيرد و عواقب شوم دنيوى و اخروى آن را نمايان كند. صفات زشت واقعى يزيد را بر شمرد، امواج خروشان افكار عمومى مسلمين را بر ضدّ او نشان دهد.
ثانياً: به معاويه گوشزد كرد كه افكار عمومى مسلمين بر ضدّ تو و مخصوصاً بر ضدّ يزيد است، همه از سوابق زشت او آگاه شدهاند و پردهپوشى بر آن ممكن نيست.
اضافه بر همه اينها نزديك بودن پايان عمر او و بازخواست در دادگاه عدل الهى را به او يادآور شد و او را به شدّت انذار كرد.
همه اينها نشان مىدهد كه بر خلاف پندار بعضى از گويندگان، امام حسين عليه السلام در عصر خلافت معاويه هرگز دست از مبارزه با او و يارانش برنداشت.
[١]. الامامة و السياسة، ج ١، ص ٢٠٧- ٢٠٩ و اعيان الشيعة، ج ١، ص ٥٨٣- ٥٨٤.