عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨ - ٢٤ اگر در دنيا هيچ پناهگاهى نداشته باشم، با يزيد بيعت نخواهم كرد!
منتهى مىشود و خداوند بين ما و اين گروه فاسق داورى خواهد كرد».
امام عليه السلام فرمود:
«يا أَخي وَاللَّهِ لَوْ لَمْ يَكُنْ في الدُّنْيا مَلْجَأً وَ لا مَأْوىً، لَما بايَعْتُ يَزيدَ بَنْ مُعاوِيَةَ
؛ اى برادر! به خدا سوگند! اگر در هيچ نقطهاى از دنيا، هيچ پناهگاه و جاى امنى نداشته باشم هرگز با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد».
محمّد حنفيّه از سخن گفتن باز ايستاد و گريست. امام عليه السلام نيز مدّتى با وى گريست، سپس فرمود:
«يا أَخي جَزاكَ اللَّهُ خَيْراً، لَقَدْ نَصَحْتَ وَ أَشَرْتَ بِالصَّوابِ وَ أَنَا عازِمٌ عَلَى الْخُروُجِ الى مَكَّةَ، وَ قَدْ تَهَيَّأْتُ لِذلِكَ أَنَا وَ إِخْوَتي وَ بَنُو أَخي وَ شيعَتي، وَ أَمرُهُمْ أَمْري وَ رَأْيُهُمْ رَأْيي، وَ أَمَّا أَنْتَ يا أَخي فَلا عَلَيْكَ أَنْ تُقيمَ بِالْمَدينَةِ، فَتَكُونَ لي عَيْناً عَلَيْهِمْ وَ لا تُخْفِ عَنّي شَيْئاً مِنْ أُموُرِهِمْ
؛ برادرم! خداوند به تو پاداش نيكو دهد. خيرخواهى كردى و به راه درست اشاره كردهاى. من اكنون عازم مكّه هستم و خود و برادرانم و برادرزادگان و پيروانم را براى اين سفر آماده كردهام. برنامه و رأيشان همان برنامه و رأى من است. امّا تو اى برادرم! ماندن تو در مدينه ايرادى ندارد تا در ميان آنان چشم (خبررسان) من باشى و از تمام امورشان مرا با خبر ساز!». [١]
تعبيرات امام عليه السلام به خوبى نشان مىدهد كه بنى اميّه عرصه را بر آن حضرت تنگ كرده بودند، ولى او تصميم نهايى خود را گرفته بود كه هرگز تن به ذلّت و ننگ، ذلّت و ننگى كه مايه سرافكندگى مسلمين و تزلزل مبانى اسلام است ندهد. آرى، هرگز با يزيد بيعت نكند و حكومت او را به رسميّت نشناسد.
اين عهدى بود كه با خدا و جدّش پيامبر صلى الله عليه و آله بسته بود و بر اين عهد وفادار ماند و شربت شهادت را با افتخار نوشيد.
[١] فتوح ابناعثم، ج ٥، ص ٣٠- ٣٢؛ مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ١٨٨ و بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٩.