عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤ - سمرة بن جندب (جانشين زياد در بصره)
«مغيره» در طول حكومت خويش در كوفه جنايات بىشمارى را مرتكب شد و مطابق ميل و تأكيد معاويه از شكنجه و آزار شيعيان و هواداران اميرمؤمنان عليه السلام لحظهاى كوتاه نيامد و در مقابل اعتراض «حُجر بن عدى»- مجاهد نستوهى كه در راه دفاع از حريم ولايت به شهادت رسيد- گفته بود:
«اى حُجر! در سرزمينى كه من والى آن هستم آشوب به پا مىكنى؟!
إِتَّقِ السُّلْطانَ، إِتَّقِ غَضَبَهُ وَ سَطْوَتَهُ
؛ از سلطان بترس، از خشم و قدرت او بپرهيز». [١]
ولى «حُجر» علىرغم اين تهديدها در دفاع از مكتب اهلبيت عليهم السلام از پاى ننشست و سرانجام در همين راه شربت شهادت نوشيد.
سمرة بن جندب (جانشين زياد در بصره)
با اين كه معاويه، نسبت به فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله- امام حسن و امام حسين عليهما السلام- و نيز نسبت به صدها صحابى با سابقه، كمترين توجّهى نداشت، بلكه موجبات آزار و قتل آنان را فراهم مىساخت، در عين حال براى آنكه گفتار و كردارش به نوعى مورد قبول عامّه و پذيرش مردم قرار گيرد؛ مجبور بود براى توجيه كارهاى خود به استخدام افراد دنياپرستى تن دهد كه عنوان صحابى پيامبر صلى الله عليه و آله را با خود يدك مىكشيدند، تا بتواند با دامن زدن به اين تفكّر كه صحابى پيامبر بودن مساوى با حق گفتن و حق بودن است، خلافكارىهاى خويش را توجيه نمايد.
در همين راستا معاويه، افرادى چون «ابوهريره» و يا حتّى كسانى مثل «سمرة بن جندب» كه هيچ سابقه روشنى در اسلام نداشتند تنها به بهانه درك زمان پيامبر صلى الله عليه و آله جذب مىكند و آنان را در خدمت جعل احاديث به نفع خود به كار مىگيرد.
روحيّه اسلام ستيزى و حقناپذيرى «سمره» را مىتوان در داستان «حديث لاضرار» بدست آورد.
[١]. تاريخ ابن عساكر، ج ١٢، ص ٢٠٨ به بعد.