عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣١ - ١٢٧- لحظات شهادت
حسين عليه السلام در آن حال شربتى آب مىخواست. شنيدم مردى سنگدل و بىايمان پاسخ داد: آب نياشامى تا بر آتش درآئى (نعوذ باللَّه) و از حميم آن بنوشى.
(وَاللَّهِ لا تَذُوقُ الْماءَ حَتَّى تَرِدَ الْحامِيَةَ فَتَشْرَبَ مِنْ حَميمِها)»
. امام عليه السلام در پاسخ فرمود:
«إِنَّما أَرِدُ عَلى جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ وَأَسْكُنُ مَعَهُ فِي دارِهِ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ وَأَشْكُو إِلَيْهِ ما ارْتَكَبْتُمْ مِنِّي وَفَعَلْتُمْ بِي
؛ بلكه من بر جدم رسول خدا وارد مىشوم و در خانهاش در بهشت جايگاه صدق و در جوار قرب خداى مقتدر ساكن مىشوم و از جناياتى كه نسبت به من روا داشتيد به او شكايت مىبرم».
سپاه ابن سعد با شنيدن اين سخن چنان به خشم آمدند كه گويا خداوند در دل آنها هيچ رحمى قرار نداده بود. [١]
هنگام مصيبت عظمى فرا رسيده بود. حالت ضعف بر امام عليه السلام مستولى شده بود، هر كس با هر وسيلهاى كه در اختيار داشت به آن حضرت ضربه مىزد، ولى هر كس به قصد كشتن نزديك آن بزرگوار مىشد، لرزه بر اندامش مىافتاد و به عقب بر مىگشت.
«مالك بن نمير» نزديك رفت و شمشيرى بر فرق مباركش زد كه خون از سر آن حضرت جارى شد. امام عليه السلام فرمود: «هرگز با آن دست، غذا و آب نخورى و خدا تو را با ظالمان محشور گرداند». در تواريخ آمده است كه او پس از آن چون بيچارگان در نهايت فقر و تنگدستى به سر مىبرد و دستانش از كار افتاد. [٢]
«زُرعة بن شريك» ضربهاى بر دست چپ آن حضرت وارد ساخت.
«سنان بن انس» با دو سلاح نيزه و شمشير ضرباتى بر حضرت وارد ساخت، و به آن افتخار مىكرد!
زمان به كندى مىگذشت و جهان در انتظار حادثهاى عظيم بود. عمر سعد مىخواست كه كار سريعتر تمام شود و انتظار به پايان رسد. به خولى بن يزيد كه در
[١]. مقتل الحسين مقرّم، ص ٢٨٢ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٥٧؛ و رجوع شود به: نفس المهموم، ص ١٩٦.
[٢]. انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٨.