عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤ - ٧٤- خطبه حماسى امام عليه السلام در برابر سپاه دشمن
يَنْتَقِمُ لي وَ لِأَوْلِيائي وَ لِأَهْلِ بَيْتي وَ أَشْياعي مِنْهُمْ، فَإِنَّهُمْ غَرُّونا وَ كَذَّبُونا وَ خَذَلُونا، وَ أَنْتَ رَبُّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ».
«شما پس از من چندان باقى نخواهيد ماند، مگر به مقدار سواركارى كه بر مركب خود سوار شود. روزگار چون سنگ آسيا بر شما بگردد (و شما را به كيفر كردارتان برساند). اين پيشگويى از آينده را پدرم از جدّم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من خبر داده است.
پس فكر خويش و همراهان خود را جمع كنيد و همگى با من پيكار كنيد و مهلتم ندهيد، كه من بر خدا كه پروردگار من و شما است توكل كردهام «و هيچ جنبندهاى نيست مگر اين كه زمام امورش به دست خداست. پروردگارم بر راهى راست است».
خداوندا! باران را از آنان دريغدار، و سالهاى قحطى، بسان خشكسالى زمان يوسف، بر آنان پديد آور، و آن فرزند ثقيف (حجّاج) را بر آنها مسلّط ساز تا جام زهرِ ذلّت و حقارت را بر كامشان فرو ريزد و كسى را در ميانشان سالم وامگذارد تا آنجا كه در برابر هر قتلى كه انجام دادهاند به قتلى و در برابر هر ضربهاى كه زدهاند، به ضربهاى گرفتار شوند و انتقام خون من و دوستان و اهل بيتم را از اينها بگيرد. چرا كه اينها به ما نيرنگ زدند و ما را تكذيب كرده و بىياور گذاردند.
خدايا! تويى پروردگار ما، بر تو توكّل كرده و به سوى تو بازگشت مىنماييم كه بازگشت همه به سوى توست».
سپس امام عليه السلام فرمود:
«أَيْنَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ؟ ادْعُوا لي عُمَرَ!
؛ عمر بن سعد كجاست؟ او را نزد من بخوانيد!».
عمر سعد را در حالى كه راضى به اين ملاقات نبود، فرا خواندند.
امام عليه السلام به او فرمود:
«يا عُمَرُ أَنْتَ تَقْتُلُنِي؟ تَزْعُمُ أَنْ يُوَلّيكَ الدَّعِىُّ ابْنُ الدَّعِيّ بِلادَ الرِّىِّ وَ جُرْجانِ، وَاللَّهِ لا تَتَهَنَّأُ بِذلِكَ أَبَداً، عَهْداً مَعْهُوداً، فَاصْنَعْ ما أَنْتَ صانِعٍ، فَإِنَّكَ لا تَفْرَحُ بَعْدي بِدُنْيا وَ لا آخِرَةَ، وَ لَكَأَنّي بِرَأْسِكَ عَلى قَصَبَةٍ قَدْ نُصِبَ بِالْكُوفَةِ، يَتَراماهُ الصِّبْيانُ وَ يَتَّخِذُونَهُ غَرَضاً