عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠ - ٩٨- نافع بن هلال
سپس جنگيد تا به فيض شهادت نايل آمد. امام بر بالين وى حاضر شد و اينگونه در حقش دعا كرد:
«أَللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهَهُ، وطَيِّبْ ريحَهُ، وَاحْشُرْهُ مَعَ الْأَبْرارِ، وَعَرِّفْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
؛ خدايا چهره او را سفيد گردان، و بوى او را خوش گردان، و او را با ابرار محشور كن و بين او و محمد و آل محمد (در بهشت) آشنايى برقرار ساز». [١]
از امام سجّاد عليه السلام نقل شده است: آنگاه كه جمعى براى دفن شهيدان كربلا حاضر شدند، پيكر جون را در حالى يافتند كه با گذشت چند روز بوى بسيار خوشى از آن به مشام مىرسيد. [٢]
آرى هنگامى كه معرفت غلامى چنين باشد، اصحاب و ياران خاص در چه پايهاى از معرفت خواهند بود!
٩٨- نافع بن هلال
وى از ياران اميرمؤمنان على عليه السلام بود و در تمام جنگهاى آن حضرت شركت داشت. مردى بزرگوار، شجاع و قارى قرآن بود. او قبل از شهادت مسلم بن عقيل در بين راه به امام حسين عليه السلام پيوست.
هنگامى كه «عمرو بن قَرَظة»- يكى از شهداى كربلا- به شهادت رسيد، برادرش «على بن قَرَظة» كه در سپاه ابن سعد بود به خونخواهى او به سوى اردوگاه امام حمله برد تا انتقام برادرش را از امام حسين عليه السلام بگيرد.
ولى «نافع بن هلال» در مقابلش ايستاد و او را مجروح ساخت. تعدادى از سپاهيان ابن سعد به نافع حمله كردند نافع به شدت مىجنگيد و اين رجز را مىخواند:
[١] بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٢٣؛ نفس المهموم، ص ١٥٠ و مقتل الحسين خوارزمى، ج ٢، ص ٢٤.
[٢] بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٢٣.