عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨ - ٨٦- زهير بن قين
و عباس به شدت آن را رد كرد، زهير بن قين نگاهى از سر مهر و ارادت به عباس افكند و گفت:
«داستانى برايت بگويم: وقتى پدرت مىخواست ازدواج كند، به برادرش عقيل كه قبيلههاى عرب را مىشناخت فرمود: براى او از طايفهاى زنى انتخاب كند كه به رشادت و جنگاورى شهره باشند، مىخواست فرزندى پيدا كند كه يار حسين او در كربلا باشد.
عباس گفت: تو مىخواهى مرا بر يارى برادرم تشجيع كنى (من بيش از اين آماده فداكارى هستم)». [١]
غروب تاسوعا هنگامى كه دشمن به يكباره هجوم آورد و عباس با بيست نفر از ياران در برابرشان مىايستد، از جمله چهرههاى ماندگار در آن صحنه، زهير بن قين است.
در آن فرصت، زهير به عزرة بن قيس- يكى از كسانى كه براى امام حسين عليه السلام نامه نوشته بود ولى اينك در سپاه ابن سعد به سوى خيمههاى امام حمله كرده است- رو كرد و گفت: «اى عزره مراقب باش از آنانى نباشى كه گمراهان را بر كشتن پاكدامنان يارى مىكنند».
عزره گفت: اى زهير! تو تاكنون از شيعيان اين خانواده نبودى، بلكه هواخواه عثمان بودى!
زهير گفت: «از اين موقعيت كه الان دارم با تو صحبت مىكنم، نمىبينى كه شيعه حسين عليه السلام هستم، به خدا سوگند كه من نه نامهاى براى حسين نوشتم و نه پيكى برايش روانه كردم و نه به او وعده يارى دادهام، در راه با او مواجه شدم، موقعيت او را نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ملاحظه نمودم و در پيشگاه خداوند احساس كردم كه بايد با او همراه گردم و ياريش كنم». [٢]
بدون شك صحنه اعلان وفادارى اصحاب در شب عاشورا از زيباترين و
[١]. مقتل الحسين مقرّم، ص ٢٠٩.
[٢]. رجوع شود به: انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٩٢؛ كامل ابناثير، ج ٤، ص ٥٧ وتاريخ طبرى، ج ٤، ص ٣١٦.