عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٧ - ٨٦- زهير بن قين
آنگاه زهير به همراهان خود رو كرد و گفت: هر كسى از شما دوست دارد با من بيايد و گرنه اين آخرين ملاقات ماست! و بعد افزود: ما در «بلنجر» [١] مىجنگيديم و خداوند ما را پيروز كرد: «سلمان باهلى» [٢] به ما گفت: آيا به اين پيروزى و به چنگ آوردن غنائم خوشحال و مسروريد؟ گفتيم: آرى. گفت: هنگامى كه محضر سيد شباب آل محمد صلى الله عليه و آله را درك كرديد، آن روز به جنگيدن در ركاب او و يارى نمودن او و چيزهايى كه در آن راه بدست خواهيد آورد، بيشتر شادمان خواهيد شد!». [٣]
«ابراهيم بن سعيد»- يكى از همراهان زهير در سفر حج- نقل مىكند: «هنگامى كه زهير نزد امام حسين عليه السلام رفت: امام عليه السلام به او فرمود: «من در كربلا كشته خواهم شد و سرم را «زحر بن قيس» به اميد گرفتن جايزه نزد يزيد خواهد برد ولى يزيد چيزى به او نخواهد داد». [٤]
«زهير» در حدّ فاصل آن روز تا روز عاشورا مدارج ترقى و تكامل را به سرعت پيمود. صحنههايى كه در ظرف آن چند روز، زهير در آن حضور داشته و يا كلمات و مطالبى كه از ايشان به يادگار مانده است همه حكايت از تحول عظيم روحى اين شخصيت بىنظير دارد. درست، معجزه بزرگ نهضت عاشورا همين است، نهضتى كه در ساختن و پروردن جان انسانهايى چون زهير، درگذر سالها، بىهمتا است.
از همراهان زهير كسى با زهير نماند، همه رفتند، ولى زهير به امام ملحق شد، و از آنجا كاروان عمرش به سوى كربلا حركت نمود.
روز نهم محرم وقتى كه شمر براى قمر بنىهاشم حضرت عباس عليه السلام امان نامه آورد
[١]. شهرى در نواحى درياى خزر.
[٢]. يكى از صحابه پيامبر.
[٣]. تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٢٩٨ و كامل ابن اثير، ج ٤، ص ٤٢.
[٤]. اثبات الهداة، ج ٢، ص ٥٨٨ و دلائل الإمامة، ص ١٨٢.